درددلهای دختر ۱۶ سالهای که بازیچه عشق مجازی شد
دختر نوجوانی که شکست عشقی خورده است، داستان زندگیاش را بازگو کرد.
تازه وارد۱۶سالگی شده بودم که به تشویق و ترغیب یکی ازهم کلاسی هایم وارد گروه دوستان همکلاسی درفضای مجازی شدم و ارتباطم را با دیگر دوستانم آغازکردم.
به گزارش روزنامه خراسان، دختر نوجوان درباره سرگذشت خود گفت: مدت های زیادی را با پیامک بازی درفضای مجازی می گذراندم و یا تصویری از خودم را درگروه به اشتراک می گذاشتم. این درحالی بود که تعدادی ازاعضای این گروه مدام ازارتباط های خود با دوست پسرانشان سخن می گفتند و بی پرده ازروابط نامتعارف خود تصاویری را برای همه گروه ارسال می کردند. در این شرایط آن ها مدام از من می خواستند تا نام دوست پسرم را درگروه فاش کنم. ولی وقتی متوجه شدند که من ارتباطی با جنس مخالف ندارم مرا دختری عقب مانده خواندند که هنوز نتوانسته همرازی برای خودم پیدا کنم. به همین دلیل آن ها همواره مرا موردتمسخر قرارمی دادند و درهرموضوعی مرا انگشت نما می کردند.
من هم که از این وضعیت خیلی دررنج بودم برای آن که نزد دوستانم کم نیاورم دریکی ازگروه های مختلط فضای مجازی با پسری به نام شایان آشنا شدم و با او وارد روابط تلفنی شدم اما خیلی زود تحت تاثیرحرف ها و جملات زیبای شایان قرارگرفتم و به او دل باختم. طولی نکشید که این روابط تلفنی و پیامکی به دیدارهای پنهانی درکوچه وپس کوچه های محل زندگی مان انجامید وآرام آرام دچارافت تحصیلی شدم. به گونه ای که همه معلمانم از وضعیت تاسف بارنمراتم تعجب کرده بودند.تا چند ماه قبل من شاگرد زرنگ کلاس بودم و مورد توجه معلمان قرارمی گرفتم اما حالا حتی نگاه های سنگین پدرو مادرم را نیز احساس می کردم. با این وجود عشق شایان همه زندگی ام شده بود و من جز ازدواج با او به چیزی نمی اندیشیدم. شایان هم مدام از آینده و ازدواج و خوشبختی سخن می گفت و مرا به آینده امیدوار می کرد به طوری که من هم همه خواسته هایش را برآورده می کردم تا ازمن ناراحت نشود اما یک سال بعد از این ماجرا یک روز به طور ناگهانی تلفن شایان از دسترس خارج شد و من دیگرنمی توانستم با اوتماس بگیرم. روزهای پراضطرابی را می گذراندم و درتنهایی خودم اشک می ریختم تا این که فهمیدم شایان مرا رها کرده و با دختردیگری قصد ازدواج دارد.
این شکست عشقی روح و روانم را به هم ریخت و دچار پرخاشگری و پرخوری شدم به گونه ای که خیلی زود اضافه وزن زیادی پیدا کردم و زندگی ام به آشفتگی کشید . دراین شرایط بود که از طریق یکی از دوستانم درهمان گروه دوستان فهمیدم شایان گفته است:هیچ پسرعاقلی بادختری ازدواج نمی کند که یک سال با او ارتباط عاطفی داشته است چرا که آن دختر اگر به نجابت و پاکی خود ایمان داشت که به هیچ وجه وارد روابط نامتعارف بایک پسرغریبه نمی شد...
تازه فهمیدم من فقط بازیچه ای برای شایان درفضای مجازی و حقیقی بودم اما دیگردیر شده است، ای کاش ...
با دستور سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری شفای مشهد) بررسی های روانشناختی و اقدامات مشاوره ای برای رهایی این دخترجوان ازشرایط روحی مذکوردردایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.
بر اساس ماجراهای واقعی درزیرپوست شهر