پیشنهاد بیشرمانه؛ شروع دعوای خونین دو دوست نوجوان
پسر نوجوان که مدعی است دوستش به او پیشنهاد بیشرمانه داده است از او به جرم شروع به قتل و نقص عضو شکایت کرد.
پسر نوجوان که مدعی است دوستش به او پیشنهاد بیشرمانه داده است از او به جرم شروع به قتل و نقص عضو شکایت کرد.
به گزارش اعتمادآنلاین، سال 1402 بود که ماموران در جریان درگیری دو نوجوان قرار گرفتن.د هر دو نوجوان که به شدت مجروح شده بودند، به بیمارستان منتقل شدند.
با توجه به جراحت وارده بر بدن دو نوجوان هر دو آنها از یکدیگر شکایت کردند. یک پرونده در دادگاه کیفری دو و یک پرونده در دادگاه کیفری یک تشکیل شد.
صبح امروز پسری که به عنوان شاکی در دادگاه کیفری یک شکایت کرده بود، درباره روز حادثه گفت: من و حسام هممدرسهای و دوست بودیم. ما خیلی رفیق بودیم تا اینکه حسام پیشنهاد بیشرمانهای داد و من مخالفت کردم. از آن به بعد بگومگوهای ما شروع شد. ما در اینستاگرام هم بگومگو داشتیم تا اینکه یک روز همینطور که داشتیم با هم ساندویچ میخوردیم، متوجه شدم ساندویچم بوی بدی میدهد. بعد متوجه شدم حسام داخل آن چیزی ریخته تا من را جلوی دیگران مسخره کند. این مساله خیلی پیچیده شده بود روز حادثه با هم بیرون بودیم. حسام به من گفت ویپش را گم کرده و احتمالا در پارک انداخته است.ذاز من خواست با هم به پارک برویم و آن را پیدا کنیم. من هم قبول کردم وقتی به پارک رسیدیم نزدیک یک بوته بود که گفت ویپش آنجاست به من گفت خم شو آن را بردار و به من بده. به محض اینکه خم شدم با ضربات متعدد چاقو به من زد. من هم یک ضربه به او زدم تا از خودم دورش کنم. او قصد کشتن من را داشت و من درخواست مجازات دارم. ضمن اینکه ضرباتی که او به من زده باعث نقص عضو در من شده است.
شاکی گفت: یکی از دستانم را بسیار محدود میتوانم تکان دهم. در این خصوص هم شکایت دارم.البته حسام از من شکایت کرد و به خاطر ضربهای که به او زده بودم محکوم شدم و باید دیه بدهم ولی من از او رضایت نمیخواهم و من هم درخواست مجازات دارم.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او بدون اشاره به دلیل اختلافش با شاکی گفت: ما با هم اختلاف داشتیم ولی من به او حمله نکردم بلکه او بود که به من حمله کرد و من از خودم دفاع کردم.
قاضی گفت: دوربینهای مدار بسته نشان میدهد تو با صورت و دستهای پوشیده به شاکی حمله کردی. اگر قصد کشتن او را نداشتی چرا این کار را کردی؟
متهم گفت: من در حال دفاع از خودم بودم و این چیزها را قبول ندارم.
در پایان قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.