نجات زن ناپدید شده و دختر سه سالهاش از حبس خانگی
پلیس پایتخت با شکایت خانوادهای درباره ناپدید شدن دخترشان، وارد ماجرایی شد که در آن داماد خانواده، همسر و فرزند خردسالش را در انباری پشتبام حبس کرده بود.
پلیس پایتخت با شکایت خانوادهای درباره ناپدید شدن دخترشان، وارد ماجرایی شد که در آن داماد خانواده، همسر و فرزند خردسالش را در انباری پشتبام حبس کرده بود.
به گزارش سایت جنایی، ساعت دو و نیم بامداد امروز، ماموران یکی از کلانتریهای جنوب تهران به بازپرس محمدی خبر دادند خانوادهای با مراجعه به کلانتری ادعای احتمال قتل را مطرح کردهاند و میگویند: «احتمال میدهیم دامادمان دخترمان را به قتل رسانده باشد. چند روزی است از او بیخبریم.»
این خانواده در توضیح دلیل نگرانیشان به ماموران گفتند: «دخترمان چند سالی است ازدواج کرده و دو فرزند دارد؛ یک دختر سه ساله و یک پسر پنج ساله. زندگیشان خوب بود، اما مدتی بود متوجه شده بودیم بین او و همسرش اختلاف شدیدی پیدا شده است. تازگیها پیش میآمد که دخترمان قهر میکرد، اما ما آشتیشان میدادیم.»
به گفته آنها، این اتفاق چند بار تکرار شده بود تا اینکه دو روز قبل آخرین بار با دخترشان صحبت کردند. او پشت تلفن گریه میکرد و معلوم بود شوهرش او را کتک زده و میانشان درگیری رخ داده است. بعد از همان تماس، تلفن دختر قطع شد و بعد از آن هم تلفنش خاموش بود.
خانواده در ادامه گفتند: «هرچه به تلفن دامادمان زنگ زدیم، جواب نداد. یک بار هم به در خانهشان رفتیم، اما در را باز نکرد. خانه فامیل و اقوام را هم گشتیم، ولی دخترمان را پیدا نکردیم.»
نگرانی خانواده وقتی به اوج رسیده که آنها دوباره به در خانه دختر و دامادشان رفتند و این بار مرد در را باز کرد، اما اجازه ورود نداد و آنها را با داد و فریاد بیرون کرد. همین رفتار باعث شد خانواده نیمهشب با این احتمال که دخترشان به قتل رسیده باشد، راهی کلانتری شوند.
بازپرس محمدی با شنیدن این جزئیات دستور داد ماموران به خانه مورد نظر بروند و اطلاعاتی درباره سرنوشت زن جوان به دست آورند.
ماموران کلانتری هم طبق دستور به در خانه رفتند و این بار خود مرد در را باز کرد. آنها وارد خانه شدند و تحقیقات درباره زن را آغاز کردند. مرد در همان ابتدا جای همسرش را گفت و توضیح داد: «با زنم اختلاف داشتیم، به همین دلیل او را در اتاقک پشتبام حبس کردم.»
ماموران به پشتبام رفتند و انباریای را دیدند که زن و دختر سه سالهاش دو شبانهروز در آن حبس شده بود. به این ترتیب، زن و کودک خردسالش از آن محل آزاد شدند.
داماد خانواده در تحقیقات اولیه گفت: « چون با زنم اختلاف شدید پیدا کرده بودم و عصبانی شدم. پسر ۵ سالهام را خانه یکی از فامیلها گذاشتم و زنم را به پشتبام بردم و حبسش کردم تا دیگر اذیت نکند. اما دیدم دختر کوچکم مدام بهانه مادرش را میگیرد، او را هم پیش مادرش حبس کردم.»
در بررسیهای اولیه مشخص شد زن از نظر روانی بسیار پریشان و بههمریخته است. با دستور بازپرس، زن و فرزند سه سالهاش به خانوادهشان تحویل داده شدند تا در آینده نزدیک از سوی کارشناسان پزشکی قانونی معاینه شوند.
مرد جوان نیز به کلانتری منتقل شد و برای ادامه تحقیقات در دادسرا حاضر خواهد شد تا ابعاد بیشتر این ماجرا بررسی شود.