معمای جنایی خانم مارپل درباره پیرمرد همسایه
نگرانی زن همسایه برای مردی مسن که تنها زندگی می کرد به پرونده جنایی تبدیل و در نهایت ختم به خیر شد.
نگرانی زن همسایه برای مردی مسن که تنها زندگی می کرد به پرونده جنایی تبدیل و در نهایت ختم به خیر شد.
به گزارش سایت جنایی، چندی پیش زنی با مراجعه به دادسرای جنایی از مفقود شدن پیرمردی خبر داد که در همسایگی او زندگی میکرد و به طو ناگهانی و مرموزی ناپدید شده بود.
در پی طرح این موضوع، پرونده به شعبه نهم دادسرای جنایی تهران ارجاع شد و این زن به بازپرس عظیم سهرابی گفت: دو هفته است از همسایه خود بیخبر هستم و چند بار هم به در خانه او رفتم اما کسی در را باز نکرد.
به این ترتیب به دستور بازپرس جنایی تحقیقاتی در مورد موضوع انجام و معلوم شد افراد دیگری در آن خانه سکونت دارند و خبری از پیر مرد نیست. افرادی که در خانه سکونت داشتند گفتند: ما این خانه را تازه خریدهایم و صاحب خانه قبلی را نمیشناسیم.
در ادامه دفتر مشاور املاکی که خانه پیر مرد را برای صاحبان جدیدش خریده بود شناسایی شد. این مرد گفت: مرد مسن این خانه را در دفتر ما فروخت و همزمان خانهای برای او اجاره کردیم، اما رابط فروش این خانه خانمی جوان بود که اصرار به انجام این معامله داشت.
کارآگاهان در پی بدست آمدن این نتایج به تحقیقات ادامه دادند تا اینکه زن جوان و پیرمرد را به صورت جداگانه پیدا کردند.
زن جوان در مورد پیر مرد گفت: من در خانه افراد مسن کار میکنم. چندی قبل با این پیر مرد در پارک آشنا شدم و او به من گفت فرزندانش خارج هستند و خانه فعلی برایش بزرگ است. او از من خواست کمکش کنم تا خانهاش را بفروشد و خانه کوچکتری بگیرد و بقیه پول را در بانک بگذارد.
این در حالی بود که پیر مرد اظهارات متفاوتی در مورد فروش خانهاش مطرح کرد و گفت: این زن واسطه فروش خانه من بود و در واقع من به اصرار او خانهام را فروختم درحالی که میلی به این کار نداشتم، او اصرار کرد و خانه را فروختم و خانه کوچک فعلی را اجاره کردم اما این زن واسطه که زیر پایم نشسته بود تا خانه را بفروشم، بعد از فروش، یک میلیارد از من گفت و ناپدید شد، حتی تلفنهایم را هم جواب نداد.
در پی این اظهارات پرونده از موضوع مفقودی و ناپدید شدن مرموز خارج شد و بازپرس جنایی دستور مختومه شدن آن را داد.