قتل مردی که همسرش گرفتار عشق شیطانی شد
راز بزرگ مردی که در پی عشق ممنوعه همسرش به قتل رسیده است، بعد از مرگ او فاش شد.
راز بزرگ مردی که در پی عشق ممنوعه همسرش به قتل رسیده است، بعد از مرگ او فاش شد.
به گزارش اعتمادآنلاین، مردی دو سال قبل به پلیس گزارش داد پسرش به نام کیارش گم شده است. او گفت : چند ماهی است که عروسم مدعی است پسرم به طور غیر قانونی از کشور خارج شده و به ترکیه رفته است. پسر من مشکلی نداشت که بخواهد غیرقانونی از کشور خارج شود. ضمن اینکه او با من هیچ تماسی نداشته است.
پلیس ملینا، عروس خانواده، را بازجویی کرد. او گفت: من از شوهرم خبر ندارم. کیارش به من گفته بود برای کار میرود. او با من هم تماس نگرفته است و من با بچهام تنها ماندهام.
مدتی بعد پدر کیارش فیلمی به مأموران ارایه داد و گفت عروسش با مردی غریبه در یک رستوران دیده شده است.
پلیس با توجه به فیلم به دست آمده ملینا و مردی را که در فیلم بود، بازداشت کردند. هر دو بلافاصله بعد از بازداشت به قتل اعتراف کردند. ملینا گفت با همدستی بهروز شوهرش کیارش را کشته است.
تحقیقات بعدی نشان داد بهروز و ملینا با هم رابطه عاطفی دارد و وسایل کشف شده در داخل ماشین آنها نشان داد مدارک هم جعل میکردند و از این راه در آمد داشتند. ملینا گفت: من به دلیل مشکل مالی با بهروز کار جعل میکردم. شوهرم را هم بهروز کشت. بهروز دوست کیارش بود اما به دلیل ارتباطی که ما با هم داشتیم و مشکلاتی که ایجاد شده بود روز حادثه وقتی که کیارش در خانه تنها بود بهروز وارد خانه شد با میله آهنی او را زد و به قتل رساند. سپس من به او کمک کردم و جسد را در منطقه کن آتش زدیم و دفن کردیم. به با کمک بهروز به مهدکودک پسرم رفتیم و او را برداشتیم و به خانه رفتیم. من خانه را مرتب کردم و بعد هم به پدر شوهرم گفتم کیارش به ترکیه رفته است.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی ملینا به اتهام معاونت در قتل و از بین بردن جسد و بهروز به اتهام قتل و از بین بردن جسد و همچنین رابطه نامشروع پای میز محاکمه رفتند.
پدر مقتول در جایگاه حاضر شد و گفت: من کیارش را از بهزیستی آورده بودم و از وقتی خیلی کوچک بود، سرپرستش شدم و او را بزرگ کردم و به ثمر رساندم. این زن بچه من را نابود کرد و من درخواست مجازات دارم.حتی کیارش خودش هم نمیدانست که بچه بهزیستی است و پسر واقعی من نیست. من نمیخواستم هرگز این راز را فاش نکنم و حالا مجبور به این کار شدم.
همچنین دادستان از طرف فرزند مقتول درخواست قصاص کرد.
وقتی نوبت به ملینا رسید او اتهام معاونت قتل را رد کرد و گفت: من فقط در انتقال جسد نقش داشتم و کار دیگری نکردم. قتل کار بهروز بود. او خودش با شوهر من اختلاف داشت. برای همین مرتکب قتل شد و بعد از قتل من ماجرا را فهمیدم. بهروز به من گفت دروغ بگویم.
سپس بهروز در جایگاه حاضر شد. او گفت: ملینا قاتل است. او به خاطر اختلافاتی که با شوهرش داشت این کار را کرد و برای از بین بردن جسد از من کمک خواست. آنها خیلی با هم درگیری داشتند.
در پایان هیات قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.