جزییات قتل سریالی زنان خیابانی در مزرعه وحشت

رابرت ویلیام پیکتون که با لقب‌های قاتل پرورش‌دهنده خوک یا قصاب نیز شناخته می‌شود، یک قاتل زنجیره‌ای کانادایی بود که چندین زن خیابانی را به قتل رساند و در

جزییات قتل سریالی زنان خیابانی در مزرعه وحشت

رابرت ویلیام پیکتون که با لقب‌های قاتل پرورش‌دهنده خوک یا قصاب نیز شناخته می‌شود، یک قاتل زنجیره‌ای کانادایی بود که چندین زن خیابانی را به قتل رساند و در نهایت خودش نیز در زندان کشته شد.

به گزارش سایت جنایی، پیکتون بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ حداقل ۲۶ زن را به قتل رساند که بسیاری از آنها زنان خیابانی در منطقه شرقی و مرکز شهر ونکوور بودند. البته این قاتل سریالی نزد یک مامور مخفی پلیس که نقش یک زندانی را بازی کرده و با پیکتون هم‌سلول شده بود به ۴۹ قتل اعتراف کرده و گفته بود می‌خواست تعداد قتل‌هایش را به ۵۰ برساند، اما دستگیر شده است.

این قاتل مخوف در سال ۲۰۰۷، به جرم 6 فقره قتل درجه دو به حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط به مدت ۲۵ سال محکوم شد و 3 سال بعد نیز به پرونده 20 قتل دیگر او رسیدگی شد اما دادستان کل رسماً ۲۰ اتهام قتل باقی‌مانده را معلق کرد.

رابرت پیکتون در 24 اکتبر 1949 در خانواده‌ای کشاورز که در مزرعه‌ای در شرق ونکوور کانادا پرورش‌دهنده خوک بودند، به دنیا آمد. خواهر بزرگ‌تر پیکتون، لیندا، برای زندگی با اقوام به ونکوور فرستاده شد زیرا والدین‌شان فکر می‌کردند مزرعه خوک برای بزرگ کردن یک دختر جوان نامناسب است. رابرت و برادر کوچکترش، دیوید فرانسیس پیکتون، از سنین پایین در مزرعه شروع به کار کردند. مادرشان بسیار سختگیر بود و خوک‌ها را بر بهداشت شخصی برادران اولویت می‌داد و آنها را مجبور می‌کرد ساعت‌های طولانی برای پرورش دام‌های مزرعه کار کنند.

دو برادر اغلب با لباس‌های کثیف و نشسته به مدرسه می‌رفتند، لباس‌هایی که بوی کود می‌داد و باعث می‌شد همکلاسی‌هایشان به آنها لقب "خوک بدبو" بدهند. رابرت به شدت به برادرش وابسته بود اما با پدر رابطه خوبی نداشت. رابرت در مدرسه با مشکلاتی روبرو بود و پس از مردودی در کلاس دوم، در کلاس ویژه قرار گرفت. در سن 12 سالگی، شروع به بزرگ کردن گوساله‌ای کرد که به حیوان خانگی محبوبش تبدیل شد. دو هفته بعد، وقتی از مدرسه به خانه بازگشت گوساله‌اش را پیدا نکرد. به او گفته شد طویله را جست‌وجو کند. پسربچه به محض ورود به طویله به لاشه ذبح شده حیوان مواجه و بسیار آشفته شد.

پیکتون در سال 1963 مدرسه را ترک کرد و به عنوان قصاب شروع به کار کرد. او تقریباً هفت سال به این کار ادامه داد و بعد از آن تصمیم گرفت تمام وقت در مزرعه خانوادگی‌شان کار کند. والدین رابرت در سال‌های 1978 و 1979 فوت کردند و خواهر و برادران مزرعه خوک را به ارث بردند و قطعات آن را فروختند. رابرت پیکتون با فروش بخش‌هایی از زمین‌های کشاورزی خود به توسعه‌دهندگان املاک، ثروتمند شد. او اغلب در یک کلوپ شبانه مهمانی برگزار می‌کرد.

بعدها بیل هیسکاکس، کارگر، مزرعه را مکانی ترسناک نامید که یک گراز وحشی در آن گشت‌زنی می‌کرد. او رابرت پیکتون را "مردی نسبتاً ساکت، که به سختی می‌توان با او صحبت کرد" توصیف کرد، که رفتار عجیب و غریب گاه به گاه او توجه را جلب می‌کرد.

ناپدید شدن زنانی که در منطقه فقیرنشین شرق ونکوور زندگی می‌کردند، از دهه 1990 آغاز و این امر منجر به گمانه‌زنی‌هایی در رسانه‌ها مبنی بر فعالیت یک قاتل زنجیره‌ای شد. اکثر زنان گمشده، زنان بومی، دارای اختلالات مصرف مواد و کارگران جنسی بودند.

رابرت در 23 مارس 1997 به اتهام اقدام به قتل یک زن خیابانی به نام وندی لین ایستتر دستگیر شد. او متهم بود در جریان یک درگیری در مزرعه 4 بار با چاقو به این زن ضربه زده است. مندی لین به پلیس گفت پیکتون او را دستبند زده و پس از چندین جراحت فرار کرده است.

پیکتون در این پرونده با وثیقه 2 هزار دلار کانادا آزاد شد و اتهام اقدام به قتل علیه او در 27 ژانویه 1998 به حالت تعلیق درآمد، زیرا شاکی به مواد مخدر اعتیاد داشت و دادستان‌ها معتقد بودند وضعیت روانی او بیش از حد ناپدار است و نمی‌توان به ادعاهایش اعتماد کرد. پس از آن پیکتون به تجاوز جنسی به زنی دیگر متهم و به پرداخت هزار دلار کانادا جریمه و 30 روز آزادی مشروط محکوم شد. در آن پرونده، قربانی به پلیس گفت پیکتون در تریلر خود در مزرعه خوک به او حمله کرد، اما او موفق به فرار شد. رابرت همچنین در سال‌های 1988 و 1991 سه بار به دلیل تخلفات رانندگی مورد شکایت قرار گرفت و هر سه ادعا را خارج از دادگاه حل و فصل کرد.

رابرت به‌طور مرتب با قانون درگیر بود. فعالیت‌های بدون مجوز در مزرعه و برگزار کردن مهمانی‌هایی در این مکان با حضور زنان خیابانی از جمله دلایلی بود که باعث شد علیه او پرونده دیگری تشکیل شود. در این میان یکی از کارمندان پیکتون چندین کیف پول متعلق به زنان گمشده از مرکز شهر شرقی پیدا کرد و پیکتون را به پلیس گزارش داد. پلیس سه بار مزرعه را جست‌وجو کرد، اما هیچ مدرکی پیدا نکرد. در ژوئن 1999، پلیس سرنخی دریافت کرد مبنی بر اینکه پیکتون فریزری پر از گوشت انسان در مزرعه‌اش دارد.

هر دو برادر پیکتون دستگیر شدند و پلیس با استفاده از آنچه در ملک دیده بود، حکم دومی برای بازرسی مزرعه دریافت کرد. این بار وسایل شخصی متعلق به زنان گمشده در مزرعه پیدا شد. هر دو پیکتون دستگیر و بعداً آزاد شدند و رابرت تحت نظر پلیس قرار گرفت.

رابرت پیکتون در 22 فوریه 2002، دوباره دستگیر و به دو فقره قتل درجه یک متهم و سپس سه قتل دیگر به اتهامات او اضفاه شد و در ادامه قتل‌های ششم و هفتم نیز در لیست اتهامات این قاتل فقرار گرفت. تحقیقات تا آنجا پیش رفت که این جنایتکار به کشتن 27 زن متهم شد. پس از دستگیری پیکتون، شاهدی به نام لین الینگسن به مقامات مراجعه و ادعا کرد که پیکتون را سال‌ها قبل در حال کندن پوست زنی که از قلاب گوشت آویزان بود، دیده و از ترس از دست دادن جانش، به کسی در این مورد چیزی نگفته است.

پلیس کانادا فاش کرد پیکتون ممکن است گوشت انسان را آسیاب کرده و با گوشت خوکی که به عموم فروخته باشد. ادعای دیگری مطرح شد مبنی بر اینکه او اجساد را مستقیماً به خوک‌هایش خورانده است.

در نهایت محاکمه رابرت پیکتون در 30 ژانویه 2006 در نیو وست‌مینستر آغاز شد . پیکتون در دادگاه عالی بریتیش کلمبیا به 27 اتهام قتل درجه یک اعتراف نکرد. مرحله مقدماتی محاکمه بیشتر سال را به خود اختصاص داد تا مشخص شود چه شواهدی ممکن است در برابر هیئت منصفه پذیرفته شود. سرانجام در 17 مارس، قاضی جیمز ویلیامز یکی از اتهامات را به دلیل کمبود شواهد رد و سپس اتهامات را جدا و آنها را به یک گروه 6 قتلی و یک گروه بیست قتلی تقسیم کرد.

محاکمه با اتهام 6 قتل ادامه یافت و رسیدگی به 20 اتهام باقی‌مانده در 4 آگوست 2010 متوقف شدند. به دلیل ممنوعیت انتشار اخبار این پرونده، جزئیات کامل درباره چرایی این تصمیم به‌طور عمومی در دسترس قرار نگرفت، اما قاضی ویلیامز توضیح داد که رسیدگی به هر 26 اتهام به طور همزمان، بار غیرمنطقی بر دوش هیئت منصفه خواهد گذاشت، زیرا محاکمه می‌توانست تا دو سال طول بکشد. همچنین احتمال محاکمه نادرست را افزایش می‌داد.

هیئت منصفه در 9 دسامبر 2007، پیکتون را در 6 فقره قتل درجه یک بی‌گناه تشخیص داد، اما او در شش فقره قتل درجه دو گناهکار شناخته شد و قاضی پیکتون را به حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط به مدت 25 سال - حداکثر مجازات برای قتل درجه دو - محکوم کرد و اظهار داشت: "رفتار آقای پیکتون قاتلانه بود و بارها و بارها چنین بوده است. من نمی‌توانم جزئیات را بدانم، اما این را می‌دانم: آنچه برای مقتولان اتفاق افتاد بی‌معنی و نفرت‌انگیز بود."

دادستان کل علیه تبرئه پیکتون از اتهامات قتل درجه یک درخواست تجدیدنظر داد. اگرچه پیکتون از اتهامات قتل درجه یک تبرئه شده بود، اما به جرم قتل درجه دو محکوم شد و همان حکمی را دریافت کرد که در مورد محکومیت‌های قتل درجه یک دریافت می‌کرد. بستگان قربانیان ابراز نگرانی کردند که اگر دادستان استدلال کند که قاضی دادگاه مرتکب اشتباه شده است، این محکومیت‌ها به خطر می‌افتد.

در ادامه دادگاه تجدیدنظر با تشخیص اینکه قاضی دادگاه در حذف برخی از شواهد و تفکیک 6 فقره از بقیه اشتباه کرده است، درخواست تجدیدنظر دادستان را پذیرفت. حکم ناشی از این تفکیک متوقف شد، اما محکومیت در 6 فقره قتل درجه دو لغو نشد.

سپس وکلای پیکتون تأیید کردند که از حق او برای تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کانادا استفاده خواهند کرد اما دیوان عالی کانادا تصمیم خود را مبنی بر رد تجدیدنظرخواهی پیکتون و تأیید محکومیت‌های او صادر کرد.

جزییات این پرونده و جنایت‌های رابرت هرگز به طور کامل افشا نشد و در نهایت در 19 مه 2024، پیکتون توسط یک زندانی دیگر در موسسه پورت-کارتیه در کبک مورد حمله قرار گرفت . این زندانی، مارتین چارست، که سابقه حمله به سایر زندانیان را داشت، با یک دسته شکسته جارو به سر پیکتون مثل نیزه ضربه زد. پیکتون با بالگرد به بیمارستان منتقل شد و در 31 مه در بیمارستانی در شهر کبک بر اثر عوارض حمله درگذشت.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها