تازه داماد محکوم به مرگ با بخشش اولیای دم به زندگی بازگشت
داماد جوان که با ضربات چاقو پسری را به قتل رسانده بود با گذشت اولیایدم یکبار دیگر به زندگی برگشت.
داماد جوان که با ضربات چاقو پسری را به قتل رسانده بود با گذشت اولیایدم یکبار دیگر به زندگی برگشت.
به گزارش سایت جنایی، این حادثه دو سال قبل اتفاق افتاد و پلیس در جریان درگیری بین دو نفر قرار گرفت. تحقیقات ماموران نشان داد دعوا مقابل یک سوپرمارکت اتفاق افتاده است و هر دو نفر مجروح شدهاند. یکی از دو پسر به نام اکبر جانش را از دست داد و فرد دیگر که یعقوب نام داشت، فرار کرد.
پلیس دوست اکبر به نام فرهاد را مورد بازجویی قرار داد. او گفت: من و اکبر برای بازی در گیم نت رفته بودیم. ما هر روز بعد از کار چند ساعتی بازی میکردیم و بعد به خانه میرفتیم. اکبر به من گفت به سوپر مارکت میرود تا چیزی بخرد. دیر کرد من بیرون رفتم و دیدم اکبر با فردی درگیر شده است. آن فرد یعقوب بود. من دیدم آنها صورت به صورت شدهاند و به هم پرخاش میکنند. جدایشان کردم و اکبر را با خودم بردم اما اکبر یکدفعه از دست من فرار کرد و به سمت یعقوب رفت. من که دیدم درگیری بالا گرفته دیگر دخالتی نکردم و از دور تماشا کردم. دیدم هر دو به زمین افتادند. بالای سر یعقوب رفتم. گفت برو سراغ اکبر ببین او چطور شده است. با اینکه خودش خونی بود اما سراغ اکبر را گرفت و فهمیدم اکبر ضربه بدی خورده است. من اکبر را به بیمارستان رساندم اما جانش را از دست داد.
ماموران از دوست یعقوب که او هم در محل حادثه بود، تحقیق کردند. او گفت: من هم خیلی سعی کردم جدایشان کنم اما اکبر ول نمیکرد و فحاشی میکرد و درگیری بالا گرفت. من از سرنوشت یعقوب خبر ندارم.
چهار روز بعد ماموران یعقوب را شناسایی و بازداشت کردند. او به ماموران گفت: من در بیمارستان کار میکنم. یک هفته تا مراسم عروسیام مانده بود و دنبال خانه بودم. با دوستم دنبال خانه میگشتیم. خسته شده بودیم. به سوپر مارکت رفتیم که خرید کنیم. وقتی از در بیرون آمدم اکبر به من گیر داد گفت چرا نگاه میکنی گفتم با تو کاری ندارم. گفت اصلا نمیتوانی کاری داشته باشی. به نظرم رسید مشروب خورده است. هم حالت عادی نداشت هم اینکه خیلی بوی مشروب میداد. او ول نمیکرد. نمیخواستم درگیر شوم اما به من حمله کرد و من مجبور شدم از خودم دفاع کنم به خاطر اینکه به من حمله کرد چاقو کشیدم. او مرا زد و من هم او را زدم.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران رفت در جلسه رسیدگی اولیایدم درخواست قصاص کردند و سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او ادعای خودش را دوباره تکرار کرد و گفت: من از خودم دفاع کردم و اصلا قصد کشتن نداشتم. ما یکبار از هم جدا شدیم ولی او دوباره به من حمله کرد و مجبور شدم بزنمش. بعد از اینکه اکبر فوت کرد آنقدر ترسیدم که به خانه رفتم با نامزدم که قرار بود با هم ازدواج کنیم سوار ماشین شدیم و به شهرستان رفتیم اما بعد دستگیر شدم.
با پایان گفتههای متهم وکیل مدافع او دفاعیات خودش را مطرح کرد و در پایان قضات برای متهم حکم قصاص صادر کردند. رای صادره مورد تایید قرار گرفت اما قبل از اجرا اولیایدم اعلام گذشت کردند به این ترتیب پرونده برای رسیدگی اینبار به لحاظ جنبه عمومی جرم به دادگاه ارجاع شد در جلسه رسیدگی متهم یکبار دیگر ادعایش را مطرح کرد و گفت: من دو سال زیر تیغ بودم و وضعیت روحی خیلی بدی داشتم. زندگیام نابود شد. با اینکه مجبور به قتل شدهبودم اما دادگاه حرفم را قبول نکرد و به قصاص محکوم شدم. درخواست دارم حالا که بخشیده شدم حکم زندانی سنگین به من ندهید و اجازه دهید در جوانی بتوانم زندگی کنم.
با پایان جلسه دادگاه قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.