بخشش موزیسین بیمار که پدرش را بی‌رحمانه کشت

موزیسین بیمار که پدرش را به طرز دردناکی به قتل رسانده‌ است، با گذشت عمه‌هایش از مرگ نجات پیدا کرد.

بخشش موزیسین بیمار که پدرش را بی‌رحمانه کشت

موزیسین بیمار که پدرش را به طرز دردناکی به قتل رسانده‌ است، با گذشت عمه‌هایش از مرگ نجات پیدا کرد.

به گزارش سایت جنایی، سه سال و نیم پیش ماموران پلیس در جریان قتل دلخراش مردی میانسال قرار گرفتند که گلویش بریده ‌شده‌ بود. وقتی ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند، مشخص شد مقتول که پیمان نام داشت، با فرزند خود به نام حسام زندگی می‌کرد. مادر حسام گفتت: پسرم به بیماری روانی مبتلا است و پدرش را کشت و بعد از قتل هم تماس گرفت و گفت این کار را کرده ‌است.

پلیس با ردیابی حسام او را شناسایی و بازداشت کرد. این مرد جوان به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت: پدرم از نوجوانی من را اذیت می‌کرد و من به خاطر اینکه نمی‌توانستم کارهای او را تحمل کنم، این کار را کردم. روز حادثه پدرم به من توهین کرد و گفت برای چه با خودت حرف می‌زنی. از دست او کلافه ‌شده ‌بودم و او را کشتم. خانواده‌ام دروغ می‌گویند من مشکل دارم. من سالم هستم وهیچ مشکلی هم ندارم.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در این میان با توجه به اینکه برادر حسام اعلام گذشت کرده و مادر بزرگ او این کار را نکرده‌ بود روند رسیدگی طولانی شد تا اینکه مدتی قبل مادربزرگ این مرد جوان نیز جانش را از دست داد و عمه‌ها و عمویش به عنوان ولی‌دم اعلام کردند که درخواست قصاص ندارند.

دو عمه حسام که صبح امروز در دادگاه حاضر شده بودن،د گفتند: ما همگی اعلام گذشت کردیم. حسام سه سال ونیم است که در زندان است حتی نمی‌خواهیم او بیشتر از این در زندان بماند اما درخواست داریم او را محکوم ومجبور کنید که درمانش را ادامه دهد.

عمه حسام گفت: او به بیماری اسکیزوفرنی مبتلاست. هر وقت داروهایش را می‌خورد، حالش خوب بود اما همین که قرص‌هایش را قطع می‌کرد حالش بد  و با پدر و مادرش درگیر می‌شد. او با مادرش زندگی می‌کرد. سال‌ها قبل برادرم و همسرش از هم جدا شدند چون برادرم اموالش را به نام همسرش کرده بود این زن حاضر نشد حتی یک خانه به برادرم بازگرداند که او بتواند زندگی کند برای همین برادرم در یک کانکس زندگی می‌کرد. از وقتی حسام حالش بد شده‌، به خانه پدرش رفته ‌بود. بعد هم که او را کشت. او موزیسین بسیار خوبی بود و بسیار خوب گیتار می‌نواخت. پدرش بسیار دوستش داشت و هرکاری برای او می‌کرد اما او به خاطر بیماری‌اش پدرش را کشت.

این زن درباره ادعای حسام درباره اینکه پدرش او را اذیت می‌کرد، گفت: برادرم و همسرش همیشه جروبحث داشتند. شاید این مساله حسام را اذیت می‌کرد اما مساله دیگری بین آنها نبود.

در ادامه متهم به صورت برخط با دادگاه صحبت کرد. او گفت: قبول دارم پدرم را کشتم. ما از صبح با هم جروبحث داشتیم .خواستم خودزنی کنم. پدرم چاقو را گرفت. من هم چاقو را پس گرفتم و گلویش را بریدم و خواستم دوباره خودم را بزنم که باز هم من را گرفت و من هم دوباره حمله کردم و قسمت دیگر گلویش را بریدم.  من بیماری روانی دارم چندبار در بیمارستان بستری شدم اما هر بار که بستری می‌شوم و حالم خوب می‌شود دیگر داروهایم را ادامه نمی‌دهم. حالا در زندان دارو می‌خورم و حالم خوب است. پدرم مرد خوبی بود و دوستش داشتم. اشتباه کردم. او کاری به من نداشت.

متهم گفت: روز حادثه، از صبح صداهایی در گوشم می‌گفت پدرت تو را اذیت می‌کند. من هم نمی‌توانستم تحمل کنم و او را کشتم.

در پایان قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.

نظرات کاربران