قتل عمه به دست برادرزاده معتاد برای سرقت میلیاردی
پسر جوانی که با انگیزه سرقت میلیاردی در نقشه قتل عمهاش شرکت کرده بود، شناسایی و دستگیر شد.
پسر جوانی که با انگیزه سرقت میلیاردی در نقشه قتل عمهاش شرکت کرده بود، شناسایی و دستگیر شد.
به گزارش سایت جنایی، این متهم هم اکنون در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار دارد و دیگر عوامل دخیل در این ماجرا هم دستگیر شدهاند.
پیگیری این پرونده جنایی از شنبه گذشته و ساعتی پس از آنکه زن جوانی پیدا کردن جسد خواهرش را به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ اطلاع داد در دستور کار کارآگاهان اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
شنبه شب گذشته زن جوانی با شماره ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: وقتی به خانه مادر و خواهرم آمدم، دیدم خواهرم کشته شده و خانه به هم ریخته است.
با این تماس ماموران راهی قتلگاه زن جوان شدند و موضوع را به بازپرس کشیک قتل اطلاع دادند.
بررسی و معاینات اولیه کارشناسان پزشکی قانونی حکایت از قتل زن جوان بر اثر خفگی داشت، چون پزشکان قانونی شیار گردنی را روی جسد مشاهده اما اعلام نظر نهایی خود را مشروط به معاینات دقیقتر و انجام آزمایشهای سمشناسی موکول کردند. این درحالی بود که به هم ریختگی خانه هم توجه هر کسی را جلب میکرد.
به این ترتیب قتل با انگیزه سرقت به عنوان یکی از مهمترین فرضیات پرونده مطرح شد. در عین حال با توجه به اینکه آثار تخریب دیده نمیشد احتمال دخالت یک آشنا هم به عنوان بخش دیگری از پازل در نظر گرفته شد.
همزمان زنی که جسد خواهرش را پیدا کرده بود، در پاسخ به سوالات کارآگاهان گفت: به خواهرم زنگ زدم، او با مادرم که آلزایمر دارد زندگی و در واقع از مادرمان نگهداری میکرد و من و بقیه اعضای خانواده هم به او سر میزدیم و کمک میکردیم. دایم با هم در تماس بودیم اما امروز هر چه زنگ زدم جواب نداد. چون این رفتار بیسابقه بود نگران شدم و به خانه آنها آمدم. هرچه در زدم کسی در را باز نکرد و آخر سر مجبور شدم با کلیدی که داشتم وارد خانه شمم. همین که پایم را در خانه گذاشتم، متوجه غیر عادی بودن اوضاع شدم. خانه خیلی به هم ریخته بود، بعد هم که جنازه خواهرم را پیدا کردم اما مادرم صحیح و سالم در اتاق بود.
گفتههای زن جوان، احتمال حضور یک آشنا در زمان قتل را تقویت کرد چون قاتل یا قاتلان به مادر مقتول آسیبی نرسانده بودند.
در ادامه با توجه به یافتهها و فرضیه مطرح شده ماموران در بین اقوام و آشنایان مقتول دنبال فردی گشتند که ممکن بود انگیزهای برای قتل داشته باشد. در پی این کنکاش، ماموران به برادرزاده مقتول که جوان معتادی است، مشکوک شدند و تحقیقات محلی هم حکایت از آن داشت که در روز حادثه در آن حوالی دیده شده بود. به این ترتیب ماموران پلیس در گام بعدی سراغ برادرزاده مقتول رفتند و او را مورد بازجویی قرار دادند.
جوان معتاد در ابتدا قصد طفره رفتن از بیان حقیقت را داشت، ولی دچار ضد و نقیضگویی شد که در پی آن چارهای جز افشای حقیقت و اعتراف به جرایم خود نداشت. جوان متهم در مورد ماجرایی که منجر به قتل عمهاش شد، گفت: چند وقت پیش در یکی از پاتوقهای مصرف مواد با یکی از دوستانم صحبت میکردیم و در حرفهایم گفتم که خاله و مادربزرگم خیلی طلا دارند. ما نقشه سرقت و قتل خالهام را کشیدیم. بعد با دوستم به خانه خاله و مادربزرگم رفتیم. وقتی وارد شدیم من دست و پای خالهام را گرفتم و دوستم او را خفه کرد، اما مادربزرگم را نکشتیم چون نمیتوانست چیزی بگوید.
با اعتراف متهم، همدست او هم دستگیر و مشخص شد طلاها را که سه میلیارد ارزش داشت، به چه کسی فروختهاند. به این ترتیب طلافروش مالخر هم دستگیر شد و در حال حاضر تحقیقات پرونده با بازداشت سه متهم ادامه دارد.