دختر جوان؛ قربانی تیراندازی طلبکار و بدهکار
درگیری میان دو مرد جوان و شلیکهای پیاپی باعث مرگ دختری شد که در این دعوا نقشی نداشت.
درگیری میان دو مرد جوان و شلیکهای پیاپی باعث مرگ دختری شد که در این دعوا نقشی نداشت.
به گزارش اعتمادآنلاین، دو سال قبل ماموران پلیس در جریان مرگ دختر جوانی قرار گرفتند که به خاطر شلیک گلوله زخمی و به بیمارستان منتقل شده بود. پسری که او را به بیمارستان برده بود گفت ژینوس، دختر مورد علاقهاش بود و آنها عاشق هم بودند.
پلیس پسر جوان را که رحیم نام داشت، مورد بازجویی قرار داد. او گفت: من با فردی به نام بهنام درگیری داشتم. او به خانه ما رفته و وسایل خانه را شکسته بود و پدر و مادر پیرم را حسابی ترسانده بود. وقتی این موضوع را متوجه شدم با بهنام تماس گرفتم و گفتم اگر حرفی داری به من بگو. با پدر و مادرم چه کار داری؟ صبر کن با خودم حرف بزن. بهنام پول نزول میداد و نزولخوار محل بود. از من هم 50 میلیون میخواست. میگفت باید نزول پول را بدهی در حالیکه من اصل پول را پس داده بودم. من و ژینوس در لواسان بودیم. او را سوار ماشین کردم و همراه خود به تهران آوردم. او در ماشین بود که با بهنام روبهرو شدیم و او به ما شلیک کرد. چهار تیر زد که یک تیر به ژینوس برخورد کرد. من او را به بیمارستان بردم اما نتوانستم کاری بکنم و ژینوس جانش را از دست داد.
وقتی ماموران سراغ بهنام رفتند، او فرار کرده بود. متهم یک سال بعد بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 6 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و خواستار قصاص شدند. وقتی نوبت به متهم رسید او در جایگاه حاضر شد و گفت: من قتل عمدی را قبول ندارم.
بهنام گفت: رحیم به من 50 میلیون تومان بدهکار بود. میدانستم که پول دارد اما نمیخواهد بدهد. روز حادثه به خانه پدرش رفتم و با آنها درگیر شدم. فکر میکردم رحیم در خانه است اما نبود. وقتی مطمئن شدم که نیست خانه را ترک کردم. سر خیابان بودم که رحیم زنگ زد و گفت اگر راست میگویی صبر کن که بیایم. من هم دوباره برگشتم تا فکر نکند ترسیدهام. در ماشینم منتظر او بودم که یکدفعه یک وانت لوکس از پشت چندبار به ماشین من کوبید. فرار کردم آنها من را دنبال کردند. یکدفعه صدای تیراندازی آمد. اول فکر کردم پلیس است اما وقتی دیدم چراغ گردان ندارد، مطمئن شدم رحیم است. مرتب به من شلیک میکردند. من هم به آنها شلیک کردم. چهار تیر زدم و بعد من را تعیقب نکردند و بعد از چند روز هم متوجه شدم دختری در ماشین بوده که فوت کرده است.
سپس محمد شمس، وکیل متهم، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من از حضور مقتول در ماشین خبر نداشت. چهار تیر شلیک کرده که سه تیر به قسمت پایین ماشین برخورد کرده و یک تیر به قسمت بالای ماشین. موکل من در پاسخ به تیراندازی این کار را کرده و خودش راسا تیراندازی نکرده است. عمل او مصداق خطای محض یا قتل شبه عمد است.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.