تایید حکم قصاص در پرونده قتل بدون جسد
دیوان عالی کشور حکم قصاص مردی را که مدعی است مقتول، زنده است، تایید کرد.
دیوان عالی کشور حکم قصاص مردی را که مدعی است مقتول زنده است، تایید کرد و نام متهم در لیست اجرای احکام قرار گرفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهم از سال 99 به اتهام ارتکاب قتل مردی که با او اختلاف داشت، بازداشت شد و یک بار نیز به قتل اعتراف کرد اما بعد از اینکه جسد پیدا نشد ادعا کرد اعترافاتش درست نیست و مقتول زنده است. او از دادگاه درخواست آزادی کرد تا بتواند مقتول را پیدا کند!
سال99 پدر و مادر مردی به نام ارشاد به پلیس گزارش دادند پسرشان گم شده است. آنها گفتند پسرشان برای گرفتن مشاوره نزد فرد معتمدی به نام رامین میرفت و روزی که گم شد با دو نفر قرار داشت؛ یکی دوستش و دیگری رامین بود.
ماموران سراغ دوست ارشاد رفتند. او گفت: من به ارشاد گفتم پیش رامین نرود، چون رامین اصلاً آدم مطمئنی نبود. همه بچهها میدانستند او شارلاتان است، اما ارشاد با او قرار داشت و رفت.
ماموران رامین را بازداشت کردند. او ابتدا مدعی شد از ارشاد خبر ندارد و روز حادثه قصد داشتند معامله ماشین انجام بدهند که به سرانجام نرسید.
با این حال، وقتی ماموران خانه رامین را بررسی کردند، متوجه شدند رد گلوله روی یکی از دیوارها وجود دارد و رامین آن را با کاغذ دیواری پوشانده است.
همچنین لکههای خون شستهشده هم در دستشویی و حمام پیدا شد. رامین با توجه به این مساله بازداشت شد.
او به قتل اعتراف کرد و گفت: با ارشاد درگیر شدم برای اینکه بترسانمش، اسلحه کشیدم و درگیری ما بالا گرفت. یک گلوله شلیک کردم. تیر به او خورد و کمانه کرد و بعد به دیوار اصابت کرد. من جسد را چند تکه کردم و هر تکه را جایی در اطراف قم انداختم.
پلیس به محلهایی که متهم گفته بود، رفت اما ردی از جسد پیدا نشد. با این حال، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
متهم در جلسه رسیدگی اعلام کرد گفتههایش دروغ بوده و قتلی مرتکب نشده است.
در نهایت حکم بر قصاص صادر شد. این حکم مورد اعتراض متهم قرار گرفت و پرونده برای بررسی مجدد به دیوان عالی کشور رفت. قضات دیوان ایراداتی را بر رای وارد کردند و پرونده را به شعبه هم عرض فرستادند. شعبه 10 دادگاه کیفری ستان تهران مسئول رسیدگی به این پرونده شد.
در جلسه رسیدگی، اولیای دم یک بار دیگر درخواست قصاص کردند. آنها گفتند: رامین به واسطه شغلش، قدرت و اعتبار زیادی داشت، برای همین به او پناه بردیم. ما با پسرمان اختلاف داشتیم. رامین گفت او را کنترل میکند اما پسرمان را کشت و حالا ما درخواست قصاص دارند.
وقتی نوبت به رامین رسید، اتهام را رد کرد و گفت: من اتهام را قبول ندارم و قتلی مرتکب نشدم. ارشاد زنده است. قول میدهم اگر آزاد شدم ارشاد را پیدا کنم و به خانوادهاش تحویل دهم.
او درباره اینکه اگر مرتکب قتل نشده، رنگ خون و جای گلوله چرا در خانهاش بود، پاسخ قانعکنندهای نداد و گفت: ارشاد بسیار قوی هیکل و درشت اندام بود. من نمی توانستم او را بزنم.
در پایان، قضات وارد شور شدند و یک بار دیگر او را به قصاص محکوم کردند. متهم یکبار دیگر به حکم صادره اعتراض کرد و مدعی شد وقتی جسدی نیست یعنی مقتول هم وجود ندارد و درخواست آزادی کرد. در نهایت دیوان عالی کشور حکم صادره را تایید کرد و ادله دادگاه را پذیرفت.
پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد.