شوهرخاله قتل دختربچه 6 ساله را انکار کرد

مردی که متهم است خواهرزاده همسرش را به خاطر یک تبلت کشته، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

شوهرخاله قتل دختربچه 6 ساله را انکار کرد

مردی که متهم است خواهرزاده همسرش را به خاطر یک تبلت کشته، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

به گزارش اعتمادآنلاین، چهارسال قبل مادر دختربچه‌ای 6 ساله به نام رکسانا به پلیس گزارش داد فرزندش گم شده است. این زن گفت: دخترم چند ساعتی است گم شده است. من او را برای خرید نان بیرون فرستادم اما برنگشت.

مامورن چند روزی به دنبال این دختربچه گشتند اما او را پیدا نکردند تا اینکه یک هفته بعد جسد این دختر داخل گونی میان زباله‌ها در پاکدشت پیدا شد. جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیق روی علت فوت آغاز شد. مدتی بعد مادر کودک از شوهرخواهرش به نام بهزاد شکایت کرد و مدعی شد او عامل قتل است. او گفت: این مرد از مدت‌ها قبل با من مشکل داشت و در چند روز اخیر هم به خاطر یک تبلت با من و مادرم درگیر بود. من فکر می‌کنم او دخترم را قربانی کینه‌اش کرده است.

با این شکایت بود که بهروز بازداشت شد. او برای چندماه مقاومت کرد و مدعی شد قتلی مرتکب نشده اما در نهایت اعتراف کرد رکسانا را کشته است.

او گفت: من به خاطر درگیری که با مادرزن و خواهرزنم داشتم این کار را کردم. آنها تبلت پسر من را برداشته و به رکسانا داده بودند که بازی کند و پس نمی‌دادند. بچه من بدون تبلت مانده بود. در حالیکه آن موقع من زندان بودم و نباید بچه‌ام را اذیت می‌کردند.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی پدر مقتول درخواست قصاص کرد. مادر مقتول در جلسه حاضر نشده بود و قبلا درخواست قصاص را مطرح کرده بود.

پدر رکسانا گفت: بعد از قتل دخترم فهمیدم چه اتفاقاتی در زندگی من افتاده که در جریان آن نبودم. من و همسرم با هم اختلافاتی داشتیم. من در شهرستان کار می‌کردیم که به من گفتند دخترم کشته شده است. زنم به خاطر اختلافتی که داشتیم توقف اموال گرفته وحتی پول پیش خانه را هم گرفته بود و با مادرش زندگی می‌کرد. وقتی موضوع را به من گفت که جسد بچه پیدا شده بود. وقتی به تهران آمدم بچه‌ام را دفن کرده بودند. بعد از این ماجرا بود که فهمیدم متهم چند سال قبل شوهر همسر من بود و زنم از او طلاق گرفت و بعد با من ازدواج کرد. حاصل زندگی ما رکسانا بود. بهروز بعد از اینکه از همسر من طلاق گرفت با خواهرزنم ازدواج کرد و بچه‌دار شد ولی هیچکس این موضوع را به من نگفت. من از این مرد شکایت دارم و تفاضل دیه را می‌پردازم. به نظر من همسرم که نمی‌توانست بچه را نگه دارد نباید او را از من جدا می‌کرد و با خود می‌برد.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او اتهام را رد کرد و گفت: من اصلا این کار را نکردم و هرچه درباره‌ام می‌گویند اشتباه است. من این بچه را نکشتم و اگر دوربین‌های مداربسته را چک کنید متوجه می‌شوید قتل کار من نبود.

قاضی گفت: تو اعتراف کردی صبح رکسانا را در خیابان دیدی. بچه از دیدن تو ترسید و فرار کرد. با موتور دنبالش رفتی و به پای او زدی. وقتی بچه به زمین افتاد با بلوک سیمانی به سرش زدی، او را کشتی و بعد جسدش را به میان زباله‌ها بردی.

متهم گفت: من تحت فشار اعتراف کردم.

قاضی گفت: اما نزد بازپرس هم اعتراف کردی و بازپرس یک مقام قضایی است و فشاری در اتاق او وجود ندارد.

متهم گفت: بله آنجا فشاری نبود اما من تحت فشارهای قبلی اعتراف کردم.

قاضی گفت: خودت بگو چرا با مادر مقتول اختلاف داشتی؟

متهم گفت: من با مادرزنم اختلاف داشتم. دلیل اختلاف هم تبلت بچه‌ام بود. من به خاطر جرمی که مرتکب شده بودم در زندان بودم 8 ماه بیشتر تا آزادی‌ام نمانده بود. یک هفته مرخصی گرفته بودم. وقتی دیدم تبلت بچه من را گرفتند و نمی‌دهند عصبانی شدم، دعوا کردم و تبلت بچه را پس گرفتم اما اصلا ربطی به رکسانا نداشت. مدت‌ها از آن دعوا گذشته بود که رکسانا کشته شد. من که دیوانه نبودم چنین کاری بکنم و آواره شوم و فراری شوم.

قاضی گفت: دو نفر در پرونده شهادت داده و هر دو گفته‌اند شاهد بودند که تو تهدید کردی و گفتی که داغ بچه را روی دل مادرش می‌گذاری و او را می‌کشی. حالا چطور منکر می‌شوی؟

متهم گفت: این حرف‌ها سر تبلت بود و به یک ماه قبل از حادثه برمی‌گردد. من این بچه را نکشتم.  اعترافاتم دروغین بود و من هیچکدام از حرف‌ها را قبول ندارم. یکی از شاهدان صاحب خانه من است. او به خاطر لجبازی با من این حرف را زده است.

بعد از گفته های متهم و اخذ آخرین دفاع قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها