دفترچه خاطرات زن جوان، حکم قصاص شوهرش را متوقف کرد

مرد جوانی که در جریان درگیری خانوادگی با پرتاب قندان همسرش را به قتل رسانده، در حالی تا پای چوبه دار رفت که پدر و مادر مقتول پس از خواندن دست‌نوشته‌های دخترشان تصمیم به گذشت گرفتند.

دفترچه خاطرات زن جوان، حکم قصاص شوهرش را متوقف کرد

مرد جوانی که در جریان درگیری خانوادگی با پرتاب قندان همسرش را به قتل رسانده، در حالی تا پای چوبه دار رفت که پدر و مادر مقتول پس از خواندن دست‌نوشته‌های دخترشان تصمیم به گذشت گرفتند.

به گزارش سایت جنایی، ماجرای این قتل در نخستین روزهای فروردین سال ۱۴۰۲ به تیم جنایی اعلام شد و ماموران پس از دریافت خبر، راهی خانه‌ای شدند که زنی جوان در آن جان خود را از دست داده بود. وقتی تیم تحقیق وارد محل حادثه شد، با صحنه‌ای تلخ روبه‌رو شد که در همان لحظات اولیه همه چیز را شفاف می‌کرد. جسد زن جوان در خانه افتاده و همسرش با دست‌ها و لباس‌های به خون آغشته، پریشان و گریان کنار پیکر همسرش نشسته بود.

بررسی‌های اولیه نشان داد مرد جوان نه تنها از محل حادثه فرار نکرده، بلکه خودش موضوع را به پلیس اطلاع داده است. او که وضعیت روحی مناسبی نداشت و به سختی حرف می‌زد، در همان دقایق نخست ماجرا را برای ماموران شرح داد.

مرد جوان که پیمان نام دارد، در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: «من عاشق همسرم بودم،به همین دلیل با وجود تمام اختلاف‌ها، بدخلقی‌ها و رفتارهایی که داشت، هیچ‌وقت حاضر نشدم او را طلاق بدهم. همسرم چند بار برای جدایی به دادگاه خانواده مراجعه کرد اما من در جلسات حاضر نمی‌شدم و پرونده‌های طلاق ناتمام ماند.»

او در ادامه توضیح داد: «اختلاف‌های ما برای اطرافیان و حتی همسایه‌ها موضوع پنهانی نبود و بارها جلوی دیگران با هم مشاجره کرده بودیم اما من همچنان امیدوار بودم یک روز شرایط تغییر کند و زندگی مشترکمان آرام شود. حتی برای اینکه همسرم احساس امنیت بیشتری داشته باشد، آپارتمانی را که در آن زندگی می‌کردیم به نام او کرده بودم.»

پیمان در ادامه اعترافاتش گفت: «مشکلات ما ادامه داشت تا اینکه در روزهای پایانی اسفند متوجه رفتارهای عجیب همسرم شدم. تماس‌های مشکوک او و برخی رفت‌وآمدها باعث شد نسبت به او بدبین شوم. این ماجراها ادامه  داشت تا اینکه یک روز یکی از همسایه‌ها از من پرسید که آیا قصد اسباب‌کشی داریم. همین موضوع شک مرا بیشتر کرد و تصمیم گرفتم رفتارهای همسرم را زیر نظر بگیرم.»

به گفته متهم، نکته عجیبی که برایش شک برانگیز شد، این بود که همزمان با افزایش تردیدها نسبت به همسرش، رفتار او هم نسبت به پیمان بهتر شده بود؛ موضوعی که از نگاه مرد غیرعادی به نظر می‌رسید. متهم گفت: «همین رفتار باعث شد شک کنم اتفاقی در حال رخ دادن است. به صورت پنهانی پیامک‌هایش را بررسی کردم و متوجه شدم برای پنجم فروردین برنامه خروج غیرقانونی از کشور را تدارک دیده است. در پیامک‌ها نوشته بود که قصد دارد به کمک قاچاق‌بر‌ها از ایران خارج شود. از طرفی فهمیدم خانه‌ای را که من به نامش کرده بودم فروخته و پول آن را به دلار تبدیل کرده است.»

پیمان ادامه داد: «وقتی این موضوع را فهمیدم به شدت عصبانی شدم. روز حادثه و در حالی که کنار سفره هفت‌سین نشسته بودیم، بین‌مان مشاجره شد. وقتی بحث بالا گرفت، عصبانیت من به اوج رسید و قندانی را که روی سفره بود، برداشتم و به سمت همسرم پرتاب کردم. قندان به سر همسرم خورد و آن موقع بود که روی زمین افتاد و وقتی متوجه شدت حادثه شدم شوکه شدم. حدود یک ساعت بالای سرش گریه کردم و بعد با پلیس تماس گرفتم.»

پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یکی از شهرستان‌های جنوبی کشور ارسال شد و در نهایت قضات دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده و شنیدن دفاعیات متهم، او را به قصاص نفس محکوم کردند. این حکم در مراحل بعدی رسیدگی نیز تایید شد و پس از تایید در دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرای حکم به دادسرا بازگشت.

در این مرحله بود که تلاش‌های فراوانی برای جلب رضایت اولیای دم آغاز و جلسات متعدد صلح و سازش برگزار شد اما پدر و مادر مقتول حاضر به گذشت نبودند و همچنان بر اجرای حکم قصاص اصرار داشتند.

سرانجام زمان اجرای حکم فرا رسید و پیمان تا پای چوبه دار رفت و در حالی که مقدمات اجرای حکم فراهم شده بود، گریه‌ها و درخواست‌های او برای بخشش و همچنین تلاش مسئولان واحد صلح و سازش و خیران حاضر در محل باعث شد اولیای دم با تاکید بر اجرای حکم قصاص مهلتی برای ادامه جلسات صلح و سازش دوباره به او بدهند.

به این ترتیب پیمان از محل اجرای حکم به زندان بازگشت اما سایه مرگ و کابوس قصاص همچنان بر زندگی او سنگینی می‌کرد.

در روزهای گذشته در حالی که مهلت  ۶ ماهه‌ای که اولیای دم برای تصمیم‌گیری نهایی تعیین کرده بودند رو به پایان بود، اتفاقی رخ داد که روند پرونده را به کلی تغییر داد. پدر و مادر زن کشته شده به شعبه اجرای احکام مراجعه و اعلام بخشش کردند.

مادر مقتول توضیح داد: «نه فقط ما، بلکه بیشتر بستگان و آشنایان می‌دانستند دخترمان در زندگی مشترکش رفتارهای درستی نداشت. پیمان پسر خوبی بود و سال‌ها با رفتارهای دخترم کنار آمده بود. با این حال من به عنوان مادر نمی‌توانستم بپذیرم که دخترم در اتفاقی که برایش افتاده سهمی داشته است.»

زن میانسال سپس به اتفاقی اشاره کرد که نظرش را تغییر داده بود. او گفت: «بعد از فوت دخترم، وسایل شخصی او را به خانه آوردم و در اتاقی نگهداری کردم. در تمام این مدت وسایل دخترم در اتاقی در بسته بود تا اینکه چند روز قبل تصمیم گرفتم سراغ آنها بروم. می‌دانستم دخترم از دوران کودکی عادت داشت خاطرات روزانه‌اش را بنویسد، برای همین گشتم و وقتی دفترهایش را پیدا کردم، شروع به خواندن آنها کردم.»

او ادامه داد: «در صفحات پایانی آخرین دفترچه نوشته بود: "پیمان مرا ببخش که با تو این کار را می‌کنم. من عاشق زندگی در خارج از کشور هستم و برای رسیدن به این آرزو هر کاری انجام می‌دهم. قاچاق‌بری پیدا کرده‌ام که قرار است مرا از ایران خارج کند. امیدوارم روزی مرا ببخشی و بعد از رفتنم بتوانی غیابی از من طلاق بگیری."»

مادر مقتول گفت: «وقتی این نوشته‌ها را خواندم، دچار عذاب وجدان شدم. احساس کردم حقیقتی را که سال‌ها نادیده گرفته بودم، حالا پیش رویم قرار گرفته است. همان زمان تصمیم گرفتم از قصاص دامادم صرف‌نظر کنم.»

با اعلام گذشت اولیای دم، پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و پرونده به زودی از جنبه عمومی جرم تحت رسیدگی قرار خواهد گرفت.

نظرات کاربران

آخرین اخبار
پربازدید ترین‌ها