سه جنایت در پرونده عاشق شکست خوردهای که تصمیم گرفت پولدار شود
بازداشت مردی که متهم است در سه قتل دست داشته راز کودکی آشفته و شکست عشقی او را برملا کرد و به پرونده ابعاد تازهای داد.
بازداشت مردی که متهم است در سه قتل دست داشته راز کودکی آشفته و شکست عشقی او را برملا کرد و به پرونده ابعاد تازهای داد.
به گزارش اعتمادآنلاین، متهم که مردی افغانستانی است مطابق گزارش پلیس در منطقه ملارد سه نفر را به قتل رسانده است.
زن جوانی ۷ مرداد سال گذشته به اداره پلیس ملارد مراجعه کرد و مدعی شد همسرش قرار بود با ماشین یکی از دوستانش به خانه بیاید اما نه تنها نیامده بلکه تلفن همراه او هم از دسترس خارج شده است. خیلی زود تیمی از کارآگاهان جنایی ملارد برای کشف این پرونده دست به کار شدند. پلیس یک ماشین تیبا را چند کوچه آنطرفتر از محل زندگی مرد گمشده پیدا کرد. بررسیها نشان داد راننده این ماشین مردی به نام فرزاد است اما خودرو متعلق به خودش نیست ضمن اینکه پلاک آن هم جعلی است.
راز بزرگ وقتی فاش شد که پلیس درباره وضعیت صاحب اصلی ماشین استعلام گرفت و مشخص شد این فرد شخصی به نام حمید است که حدود ۵ ماه پیش یعنی اواخر اسفند ماه دو سال قبل خانوادهاش اعلام کردند وی که مسافرکشی بود، بهطرز مرموزی با خودرویش ناپدید شده است.
فرزاد درحالی دستگیر شد که متهم به دو جنایت بود گرچه این متهم در بازجوییهای اولیه زیر بار اتهامهایش نمیرفت اما بعد از بازجوییهای فنی که توسط کارآگاهان جنایی زبده در ملارد به عمل آمد متهم صراحتا به ۲ جنایت با همدستی ناپدری و دوستش اعتراف کرد.
فرزاد در اظهاراتش گفت: من با همدستی ناپدری و دوستم که سابقه زیادی در زمینه کیفقاپی و سرقت گوشی داشت اواخر اسفند ماه در کرج بهعنوان مسافر سوار خودروی تیبای سفید شدیم. از راننده خواستیم به ملارد برود. بعد از مدتی که از حرکت راننده گذشت با ترفند خوراندن آبمیوه مسموم به راننده او را بیهوش و بعد خفه کردیم و جسدش را به اطراف یکی از روستاهای ملارد منتقل و همانجا دفنش و پس از سرقت گوشی و خودرو فرار کردیم. با این خودروی سرقتی پس از جعل پلاک به عنوان مسافرکش در خیابانهای مختلف پرسه میزدیم.
متهم اصلی این پرونده پس از اعتراف به قتل راننده خودروی تیبا سفید گفت: مقتول دوم صافکار خیابانی بود. او را از قبل میشناختم و میدانستم پولهایش را کف خودرویش پنهان میکند و علاوه برآن پول رهن خانهاش را بهتازگی از صاحبخانهاش گرفته و قصد رهن خانه دیگری را دارد. با یک سناریوی از قبل طراحیشده سراغش رفتم و با همان ترفند خوراندن آبمیوه، او را مسموم کردم و بعد او را نیز کشتیم. سپس تمام اندوختهاش را سرقت و جسد او را نیز در یکی از محلههای ملارد دفن کردیم تا راز این جنایت مخفی بماند.
پس از اعترافهای متهم اصلی پرونده، کارآگاهان جنایی درعملیات جداگانه دو متهم دیگر این پرونده را که ناپدری و دوست فرزاد هستند، شناسایی و دستگیر کردند.
این دو متهم قصد نداشتند جنایتهای خود را برملا کنند اما طولی نکشید که آنها هم در جریان بازجوییهای فنی پلیس مجبور شدند به جرائم خود اعتراف کنند.
درحالیکه به نظر میرسید با کشف این دو جنایت و سایر سرقتهایی که توسط این ۳ متهم صورت گرفته است پرونده در حال بسته شدن باشد اما این تمام ماجرا نبود چرا که متهم اصلی پرونده در ادامه اعترافهایش از راز جنایت دیگری پرده برداشت؛ جنایتی که چند سال پیش رخ داده و زنی کشته شده بود. پدر و مادر این زن جوان هیچوقت جرات نکردند درباره این جنایت به پلیس گزارشی بدهند.
فرزاد در اعترافات جدید راز قتل عروسی را فاش کرد که قربانی ازدواج اجباری و یک رسم طایفهای شده بود. او گفت: این قتل سال 90 اتفاق افتاد. آنطور که من متوجه شدم زن جوان راضی به ازدواج نبود اما خانوادهاش او را به زور شوهر دادند و عروس مردی از طایفه خود کردند. زن با اینکه یک بچه داشت، فرار کرده و به خانه پدرش آمده بود. شوهر او با چند مرد دیگر این زن را از خانه پدرش بیرون کشیدند و چون از خانه شوهرش فرار کرده بود به قتل رساند.
متهم اصلی پرونده درباره این جنایت گفت: من دراین قتل دستی نداشتم و فقط همکاری کردم و ناپدریام نقش داشت. من شاهد ماجرا بودم و حالا که دستگیر شدم و عذاب وجدان به شدت اذیتم میکند میخواهم این قتل را هم اعتراف کنم.
بررسیها نشان داد متهم اصلی پرونده بیسواد است. او مدعی است که در کودکی بارها مورد تعرض جنسی قرار گرفته و وقتی عاشق دخترخالهاش شد به خاطر بی پولی به او جواب رد داد. این مرد توضیح داد: از وقتی خودم را بیپول دیدم تصمیم گرفتم به هر طریقی شده پولدار شوم. برای این کار از دوستم که کیفقاپ حرفهای بود کمک گرفتم و ناپدریام نیز با ما مشارکت میکرد و بعد از اجرای نقشههای سرقت پولهای بدستآمده را بین خودمان تقسیم میکردیم.
در حالیکه تحقیقات تکمیل شده و آخرین دفاع از متهم اخذ شده بود، او این بار حرفهای جدیدی زد و گفت: من به دروغ گفتم ناپدریام در این قتلها دست داشته است چون میخواستم از او انتقام بگیرم. ناپدریام در کودکی به شدت من را اذیت و آزار و تحقیر کرد و من هم میخواستم تلافی کنم. اصلا من خودم هم در هیچکدام از قتل ها دست نداشتم.
با این حال کیفرخواست به اتهام سه فقره قتل برای متهم و همدستانش صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.