قتل تکاندهنده مادر با تصور روابط غیراخلاقی

پسری که به ظن فساد اخلاقی مادرش او را کشته است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

قتل تکاندهنده مادر با تصور روابط غیراخلاقی

پسری که به ظن فساد اخلاقی مادرش او را کشته است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

به گزارش  اعتمادآنلاین، یک سال قبل ماموران پلیس پردیس در جریان قتل زنی میانسال قرار گرفتند که جسدش به آتش کشیده شده بود. دختر این زن به ماموران گفت: برادرم پوریا با من تماس گرفت و گفت مادرمان را کشته است. من هنوز در شوک این ماجرا هستم.

پلیس جسد زن میانسال را کشف کرد. جسد کاملا سوخته و بخش‌هایی از آن از بین رفته بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این خصوص آغاز شد. ماموران پوریا را شناسایی و بازداشت کردند. او به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت چون مادرش فساد اخلاقی داشته دست به این قتل زده است. هرچند پوریا در ابتدا به آتش زدن جسد مادرش هم اعتراف کرده بود اما بعد منکر شد و گفت که چنین کاری را نکرده است.

پزشکی قانونی در نظریه خود اعلام کرد علت مرگ زن میانسال سوختگی شدید است و بخش‌هایی از بدن هم به طور کامل از بین رفته است.

با تکمیل تحقیقات و با توجه به اینکه خواهر پوریا اعلام گذشت کرد اما برادرش حاضر به گذشت نشد، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی برادر پوریا درخواست قصاص کرد و گفت حاضر به گذشت نیست. او گفت: مادر من زن پاکدامنی بود. چون سال‌ها قبل از پدر پوریا جدا شده و با پدر من ازدواج کرده بود، پوریا همیشه از او کینه داشت. مادرم و ما خیلی به پوریا مهربانی می‌کردیم و او را دوست داشتیم ولی به خاطر کینه عمیقی که داشت مادرم را کشت و حالا به او تهمت هم می‌زند. من گذشت نمی‌کنم.

در ادامه پوریا در جایگاه قرار گرفت. او اتهام قتل مادرش را قبول کرد و گفت: وقتی 5 ساله بودم متوجه شدم مادرم با مردی غریبه رابطه دارد. پدرم در آن سال‌ها بیشتر روزهای هفته را خانه نبود. وقتی ماموریت‌های کاری‌اش تمام شد و بیشتر در خانه ماند، متوجه شد مادرم خیانت می‌کند و او را طلاق داد. بعد از آن زندگی ما خراب شد. مادرم دو سال بعد با مرد دیگری ازدواج کرد که خواهر و برادر من حاصل همین ازدواج است اما مادرم همچنان دست‌بردار نبود. او با مردان زیادی رابطه داشت. من هرچه به شوهرش یا خواهر و برادرم می‌گفتم، اصلا توجه نمی‌کردند و می‌گفتند تو دیوانه شده‌ای. تا اینکه روز حادثه در خانه مادرم بودم. صبح بیدار شدم که سر کار بروم. در مسیر متوجه شدم موبایلم را جا گذاشته‌ام. دوباره به خانه برگشتم تا گوشی را بردارم. در آنجا مردی غریبه حضور داشت و آنها را در وضعیت بسیار نامناسبی دیدم. این مساله خیلی من را عصبی کرد. مرد تا من را دید فرار کرد. من دستانم را روی گلوی مادرم گذاشتم و خفه‌اش کردم اما جسد را من آتش نزدم.

متهم گفت: اینکه جسد چطوری از خانه خارج شده و آن را آتش زده‌اند، نمی‌دانم ولی یادم نمی‌آید جسد را من آتش زده باشم.  بعد هم با خواهرم تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. چون خواهرم تنها کسی بود که من را درک می‌کرد.

سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. در پایان قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها