عذاب وجدان پسری که پدر پیرش را با سیلی کشت
پسر ناخلف که با زدن سیلی به صورت پدر پیر او را کشته است، پای میز محاکمه رفت.
پسر ناخلف که با زدن سیلی به صورت پدر پیر او را کشته است، پای میز محاکمه رفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال پیش به پلیس گزارش دادند مردی 91 ساله دچار خونریزی مغزی شده و جانش را از دست داده است. تحقیقات نشان داد آثار خونمردگی روی صورت پیرمرد وجود دارد و با بازجویی انجام شده مشخص شد این مرد مورد آزار خانگی قرار گرفته است.
پلیس متوجه شد تنها پسر خانواده با وارد آوردن سیلی به صورت پدرش باعث خونریزی مغزی و مرگ او شده است.
با بازداشت مرد جوان او به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت: پدر من 91 ساله اما سالم بود. اصلا فکر نمیکردم چنین اتفاقی برای او بیفتد. من تنها پسرش هستم. پدرم خانه را به عنوان امانت به نام من کرد تا بعد از مرگ او سهم خواهرانم را بدهم. در این سالها معتاد شدم و وضعیت بدی پیدا کردم. به کمپ رفتم و اعتیادم را ترک کردم. تازه از کمپ آمده بودم که یک روز پدرم روی صندلی نشست و از قدیمها صحبت کرد. گلایه میکرد و مدام غر میزد. چند بار گفتم بس کن و دیگر نگو اما ادامه داد. 7 یا 8 سیلی به او زدم. گفتم صدایت را ببر دیگر نمیخواهم بشنوم. بلند شد به دستشویی رفت و برگشت و دوباره همان حرفها را گفت. یک سیلی دیگر به او زدم. یکدفعه از حال رفت و روی زمین افتاد. ما اورژانس را خبر کردیم و بعد هم پدر را به بیمارستان بردیم که گفتند خونریزی مغزی کرده و جانش را از دست داده است.
متهم گفت: من تازه اعتیادم را ترک کرده بودم. داروی اعصاب میخوردم و وضعیت روانی خوبی نداشتم.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی متهم پای میز محاکمه رفت. خواهران او بجز یک نفر اعلام گذشت کرده بودند و آن یک نفر هم درخواست قصاص کرده بود.
سایر اولیای دم که در دادگاه حاضر بودند، گفتند: خواهرمان خانه را میخواهد. او به برادرم میگوید خانه را به نام من کن خودم بین بقیه تقسیم میکنم اما نمیخواهد به برادرمان چیزی بدهد. برادرمان تنها کسی است که ما داریم. جوان قوی و هیکلداری بود. وقتی معتاد شد به این روز افتاد. پدرمان آنقدر به او اعتماد داشت که حتی خانه را به امانت به نام او کرد.
در این هنگام قاضی گفت: به هر حال خواهرتان درخواست قصاص کرده و باید در دادگاه حاضر شود. اگر مشکلتان این است می توانید کارهای محضری را با کمک وکیلتان انجام دهید. خواهرتان و شما باشید و امضاء کنید. متهم را هم از زندان به دفترخانه اعزام میکنند. او هم امضاء میکند و همه چیز با رضایت تمام میشود.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من خیلی عذاب وجدان دارم. اصلا نمیخواستم اینطور شود. حالم از همه بدتر است.
در نهایت با توجه به اینکه یکی از اولیای دم که درخواست قصاص کرده بود، در دادگاه حاضر نبود، ادامه رسیدگی به بعد موکول شد.