قتل به خاطر خودروی امانتی؛ نمی‌خواستم کسی را بکشم

مردی که ابتدا به اتهام تصادف و سپس به اتهام قتل عمدی بازداشت شد، در گفت‌وگو با سایت جنایی روایت خود را از ماجرای منجر به مرگ را توضیح داد.

قتل به خاطر خودروی امانتی؛ نمی‌خواستم کسی را بکشم

مردی که ابتدا به اتهام تصادف و سپس به اتهام قتل عمدی بازداشت شد، در گفت‌وگو با سایت جنایی روایت خود را از ماجرای منجر به مرگ را توضیح داد. او می‌گوید هفت اردیبهشت پارسال که برای پس گرفتن ماشین امانی‌اش رفته بود، با حمله چند مرد روبه‌رو شد و زمانی که یکی از آن‌ها سوار ماشینش شد تا فرار کند، برای تعقیب او اقدام کرد. در حال حاضر بیش از یکسال از ماجرا گذشته و متهم اکنون به اتهام قتل عمل در بازداشت به سر می‌برند، اما تاکید می‌کند قصد قتل نداشته و اگر چنین قصدی داشت با پلیس تماس نمی‌گرفت. در ادامه گفت‌وگوی این متهم را بخوانید:

*از روز حادثه بگو.

برای گرفتن طلبم رفته بودم.

*چرا طلب داشتی؟

یک خودرو را به شخصی امانت داده بودم و آن شخص هم ماشین را به فرد دیگری سپرده بود. هرچه از آن‌ها خواستم پول ماشین را بدهند یا خودرو را برگردانند، فایده‌ای نداشت.

* چقدر از پول ماشین مانده بود؟

پولی نگرفتم.

*چه شد که ماشینت را بدون پول دادی؟

یک نفر واسطه شد و گفت آدم خوش‌حسابی است و به اعتبار من ماشین را به او بده. من هم این کار را کردم، اما نمی‌دانستم که نه پول می‌دهند و نه ماشین را برمی‌گردانند.

*با این حساب، مقتول را از قبل نمی‌شناختی؟

نه. به واسطه دوستم با او آشنا شدم و روز حادثه دومین باری بود که او را می‌دیدم.

*از کجا می‌دانستی ماشینت آنجاست؟

محل تردد و کار مقتول را می‌دانستم. آن روز بعد از کار با خودم گفتم سری به آنجا بزنم، شاید بتوانم او را ببینم و بگویم ماشینم را برگرداند. همان‌جا بود که دیدم ماشینم کنار خیابان پارک شده است.

*از کجا فهمیدی ماشین خودت است؟

پلاک خودم روی ماشین بود.

*بعد چه اتفاقی افتاد؟

با دیدن ماشین و برای اینکه مشکلی پیش نیاید، با پلیس تماس گرفتم و از آن‌ها کمک خواستم. پلیس هم گفت صبر کنم تا مامور بفرستند.

*پس چرا درگیری پیش آمد؟

قبل از اینکه پلیس برسد، همان‌طور که کنار ماشین ایستاده بودم، متوجه شدم چند مرد به سمتم می‌آیند. آن‌ها به من حمله کردند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. زیر لگد و مشت آن‌ها مانده بودم و نمی‌دانستم چه کار کنم.

*بعد از آن چه شد؟

بعد از چند دقیقه، یکی از آن‌ها سوار ماشین کوییک من شد تا فرار کند. با خودم گفتم دوباره ماشینم را از دست دادم. به همین دلیل پشت فرمان ماشین پراید خودم نشستم تا خودرو را تعقیب کنم.

*چه شد که یک نفر کشته شد؟

عجله داشتم. سرعت خودروی کوییک بالا بود و اگر نمی‌جنبیدم ماشین را می‌بردند و دوباره باید دنبال ماشینم می‌گشتم. به همین دلیل سریع دنده عقب گرفتم و بعد حرکت کردم. متوفی خودش را روی ماشین من انداخت. من کمی سرعتم را کم کردم که از روی ماشین پایین بیاید، اما لحظاتی بعد او روی زمین افتاد و من به حرکتم با سرعت بالا ادامه دادم.

*همان موقع فوت کرد؟

نه. یک روز در بیمارستان بود و بعد فوت کرد.

*آن زمان بازداشت شدی؟

نه. بعد از چند روز به اتهام تصادف بازداشت و با سند آزاد شدم.

*چرا دوباره دستگیر شدی؟

بعد از چند ماه شکایت کردند و گفتند قتل است و مدعی شدند تصادف عمدی بوده. الان هم به اتهام قتل عمدی بازداشت هستم.

*مقتول چه کاره بود؟

املاکی بود.

*در این مدت سراغ خانواده مقتول نرفتی؟

در این مدت چند بار به سراغشان رفتیم، اما فایده‌ای نداشت.

*شغل خودت چیست؟

با برادرم نمایشگاه اتومبیل داریم و وضع مالی‌مان خوب است.

*در این مدت کجا بودی؟

در خانه‌ام با زن و بچه‌ام زندگی می‌کردم. ماجرا ابتدا تصادف بود و با شکایت دوباره به قتل تبدیل شد.

نظرات کاربران

آخرین اخبار
پربازدید ترین‌ها