شخصیتهای مهم تاریخی که اجسادشان هرگز پیدا نشد؛ از چنگیزخان تا موتزارت
دیگر فردمشهور که جسد او هرگز پیدا نشد موتزارت آهنگ ساز مشهوری است که نبوغ او در موسیقی باعث شده تا هنوز هم آهنگ های مورد توجه باشد و آهنگ سازان زیادی از او
شخصیت های مهم تاریخی وجود دارند که ما داستانهای زیادی درباره آنها خوانده ایم اما برخی از این افراد هرگز اجسادشان پیدا نشده است.
چنگیزخان مغول
یکی از چهره های مهم تاریخی که مخصوصا برای ما ایرانی ها بسیار شناخته شده است چنگیزخان مغول است. چنگیزخان یکی از چنگیز خان با نام تولد تموچین متولد سال ۱۱۶۲ است که ۲۵ اوت ۱۲۲۷درگذشت. او بنیانگذار و نخستین خان امپراتوری مغول بود که از ۱۲۰۶ تا هنگام مرگش در ۱۲۲۷ حکومت کرد. امپراتوری مغول بعدها به بزرگترین امپراتوری به هم پیوسته جهان در تاریخ تبدیل شد. چنگیز خان به عنوان بنیانگذار امپراتوری عظیم مغول به طور گسترده به عنوان یکی از بزرگترین فاتحان و رهبران نظامی درسرتاسر تاریخ قلمداد میشود. او که بخش اعظم عمر خود را به متحدسازی قبایل مغول گذرانده بود، پس از آن مجموعهای از لشکرکشیهایی را به راه انداخت و بر بخشهای وسیعی از شرق، مرکز و غرب قاره آسیا چیرگی یافت.
جالب است بدانید که چنگیزخان که برای بسیاری از ما ایرانیان آتش زننده نفیس ترین و مهمترین کتابخانه های ایرانی شناخته می شود که فردی ضد فرهنگ بود بعد از مرگش هرگز جسدش پیدا نشد.
لئوناردو داوینچی
داوینچی یک نقاش بسیار معروف است . لئوناردو دی سر پیرو داوینچی متولد آوریل ۱۴۵۲ او در ۲ مه ۱۵۱۹درگذشت. داوینچی دانشمند، نقاش، مجسمهساز، معمار، موسیقیدان، مهندس، مخترع، آناتومیست، زمینشناس، نقشهکش معماری، گیاهشناس و نویسنده ایتالیایی در دوره رنسانس بود. شاید بتوان گفت نبوغی که او در کارهایش از خود نشان داده، بیش از هر چیز دیگری مورد توجه نسلهای آینده و بعدی خود قرار گرفته است. لئوناردو معمولاً به عنوان نمونهٔ بارز یک مرد رنسانس شناخته میشود. با وجود اینکه بیش از ۲۵ نقاشی از او باقی نمانده ولی به طور گسترده او را یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ دانستهاند.
داوینچی را کهنالگوی «فرد رنسانسی» می شناسند. وی فردی بینهایت کنجکاو و خلاق بود. وی نظریات خود را در مجموعه یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه هستند، ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانهای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود، هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. داوینچی اولین طراح هواپیما و صدها اثر معماری دیگر به شمار میرود. یکی از طرحهای ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومترشمار و چیزهای دیگری را طراحی یا اختراع کرد و با استفاده از خط معکوس برای طراحیهای خود یادداشتهایی را نوشته است، که آنها را فقط در مقابل آینه میتوان خواند. او نقاشیهای زیادی از جمله نقاشی یحیی تعمید دهنده، نقاشی بانویی قاقم، نقاشی بانوی صخرهها و … کشیده است اما بیشترین دلیل شهرت جهانی داوینچی به خاطر نقاشیهای شام آخر و مونا لیزا است.
بعداز درگذشت داوینچی درباره محل دفن او صحبت های زیادی شد اما هیچ وقت محل تدفین او به درستی مشخص نشد.
ولفگانگ آمادئوس موتزارت
دیگر فردمشهور که جسد او هرگز پیدا نشد موتزارت آهنگ ساز مشهوری است که نبوغ او در موسیقی باعث شده تا هنوز هم آهنگ های مورد توجه باشد و آهنگ سازان زیادی از او الهام بگیرند.
موتسارت در ۲۷ ژانویهٔ ۱۷۵۶ در شهر سالزبورگ در کشور اتریش امروزی، که یکی از مراکز هنریِ فعال و بسیار مهم موسیقی اروپا بود، از لئوپولد موتسارت و آنا ماریا موتسارت به دنیا آمد. مدارک تولدش نام کاتولیکِ او را یوهانِس کروزُستُموس وُلفگانگوس تِئوفیلوس موتزارت نشان میدهند. از این پنج نام، دو نام اول نامهای مذهبیِ کاتولیک بودند و کاربرد روزمره نداشتند. قسمت چهارم نام او، «تِئوفیلوس»، به زبان آلمانی یعنی محبوب خداوند، در زبان لاتین معنی «آمادئوس» میدهد، و به زبان فرانسه «آماده» تلفظ میشود. خودِ موتسارت ترجیح میداد که به نام «ولفگانگ آماده موتسارت» شناخته شود و همیشه بالای هر صفحهٔ کارش را با این اسم امضا میکرد. پدرش لئوپولد که در دربار اسقف خدمت میکرد، آهنگساز و ویولنیست بسیار مشهوری بود. ولفگانگ، از همان اوان کودکی، چنان نبوغی از خود نشان داد که پدرش همه کارهای خود را رها کرد و به طور جدی و مستمر به آموزش و تربیت فرزندش پرداخت. موتسارت، پیش از رسیدن به ۱۲سالگی، نوازندهای چیرهدست در پیانو، ویولن و ارگ شد و چندین اثرِ بزرگ و کوچک تصنیف کرد.
مرگ موتسارت سوژهٔ داستانها، فیلمها، و گفتگوهای فراوان است. موسیقیدانان و محققین نظرات مختلفی در رابطه با مرگ او دارند. دقیقاً مشخص نیست که موتسارت در چه زمانی به بیماری و مرگ تدریجی خود واقف شد و این که آیا این درک تأثیری در کارهای او داشت یا نه. برخی معتقدند که او به تدریج بیمار شد و طرز کار و سبک موسیقی او تا حدی مرگ تدریجی او را دنبال میکند. بر خلاف این نظر، تعداد زیادی از محققین اعتقاد دارند که بیماری موتسارت بهطور ناگهانی بر او عارض شد و پس از ۲ هفته، جانش را گرفت. این طرز فکر بیشتر بر اساس وضع روحی او در نامهها و مکالمههای او با دوستان، برادران فراماسون، و همکارانش است و عنوان میکند که مرگ او ناگهانی و غافلگیرکننده بوده است. دلیل اصلی مرگ موتسارت نامشخص است. در مدارک مربوط به مرگش، تب شدید ناشی از بیماری سل علت آن ذکر شده است که از دیدگاه پزشکی امروزی به عنوان علت درست کفایت نمیکند. فرضیههای دیگری مبنی بر ابتلا به کرم تریشین، مسمومیت از جیوه، یا آنفلوآنزا وجود دارد اما فرضیهای که از همه مقبول تر است، علت مرگ را تب روماتیسم حاد بیان میکند که او از زمان کودکی سه یا چهار بار دچار حمله ناشی از آن شده بود. برخی از نوشتههای به جای مانده از آن زمان بیان میکنند که پزشکان آن زمان سعی کردند که موتسارت را با حجامت درمان کنند.
موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمه شب پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت.
کلئوپاترا و آنتونی
اواخر سال ۶۹ پیش از میلاد - ۱۰ اوت ۳۰ سال پیش از میلاد) معروف به کلئوپاترا ملکهٔ دودمان سلطنتی بطلمیوسی بود. بطلمیوسیها خاندانی یونانیتبار بودند که پس از مرگ اسکندر، در عصر هلنیستی ۲۷۵ سال بر مصر فرمان میراندند. بطلمیوسیها در سرتاسر تاریخ خود به زبان یونانی تکلم میکردند و از تکلم به زبان مصری خودداری میکردند. از این روست که در اسناد رسمی دربار همچون سنگ رشید علاوه بر زبان مصری، یونانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. اما کلئوپاترا زبان مصری را فرا گرفت و خود را به عنوان کسی که ایسیس، ایزدبانوی مصری، در او حلول کرده است معرفی نمود.
کلئوپاترا زنی بسیار زیبا، باسواد، باهوش و جاهطلب بود. وقتی در هجده سالگی ملکه مصر شد که فرمانروایی برای زنان ممنوع بود؛ بنابراین او را مجبور کردند که فرمانروایی خود را ابتدا با برادرانش و سپس با پسرش شریک شود.[۶] کلئوپاترا در ابتدا به همراه پدرش، بطلمیوس دوازدهم آولتس، و سپس به همراه برادرانش، بطلمیوس سیزدهم و بطلمیوس چهاردهم، مشترکاً بر تخت سلطنت نشست اما در نهایت به تنهایی فرمانروای مصر شد.
به عنوان فرعون مصر، کلئوپاترا درگیر رابطهای نامشروع با ژولیوس سزار شد که او را در رسیدن به تاجوتخت و استحکامبخشیدن به قدرتش یاری کردهبود. او، پسرش از سزار یعنی سزاریون را تا مقام فرمانروای مشترک مصر ترفیع داد.
از قتل سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد، او از مارک آنتونی در برابر وارث قانونی سزار، گایوس ژولیوس سزار اوکتاویانوس، حمایت کرد. کلئوپاترا درگیر رابطهٔ عاشقانهٔ دیگری با مارک آنتونی شد و بنا بر اظهارات کنیز مراقب کلئوپاترا، هرگز به صورت رسمی با آنتونی ازدواج نکرد؛ آنتونی در روم دارای همسر بود و در روم تعدد زوجین عملی ناشایست بحساب میآمد ولی کلئوپاترا از آنتونی صاحب فرزند گردید. کلئوپاترا از مارک آنتونی دوقلویی به نامهای کلئوپاترا سلن دوم و الکساندر هلیوس و پسر دیگری به نام بطلمیوس فیلادلفوس زایید. آنتونی پس از شکست در نبرد آکتیوم در برابر نیروهای اوکتاویان، خودکشی کرد. اندکی بعد نیز کلئوپاترا، بنا بر رسم مصریان، با گزش یک مار کبرا در ۱۲ اوت سال ۳۰ پیش از میلاد خودکشی کرد.
آملیا ارهارت
ارهارت که در اچسن، کانزاس، و بعدا در دموین، آیووا به دنیا آمد و بزرگ شد، در سنین جوانی اشتیاق به ماجراجویی پیدا کرد و به طور پیوسته از بیست سالگی تجربه پرواز را به دست آورد. در سال ۱۹۲۸، ارهارت اولین مسافر زنی بود که با هواپیما از اقیانوس اطلس عبور کرد (همراه خلبان ویلمر استولتز) که به همین دلیل به شهرت زیادی دست یافت. در سال ۱۹۳۲، ارهارت با خلبانی یک هواپیمای لاکهید وگا ۵بی، یک پرواز انفرادی بدون توقف در اقیانوس اطلس انجام داد و اولین زنی بود که به چنین موفقیتی دست یافت. او صلیب پرواز ممتاز ایالات متحده را برای این موفقیت دریافت کرد. در سال ۱۹۳۵، ارهارت به عنوان مشاور مهندسی هوانوردی و مشاور شغلی دانشجویان دختر، عضو هیئت علمی دانشگاه پردو شد. او همچنین یکی از اعضای حزب ملی زنان و یکی از حامیان اولیه اصلاحیه حقوق برابر بود.
ارهات به اولین زنی که در سال ۱۹۳۷ یک پرواز دور دنیا را با یک هواپیمای لاکهید مدل ۱۰ الکترا با بودجه پردو انجام داد، ارهارت و کمک خلبان، نونان بر فراز اقیانوس آرام در نزدیکی جزیره هاولند ناپدید شدند.