شوهرم من و بچه‌ها را رها کرد و رفت

شیوا زنی است که می‌گوید تلاشش را برای نجات زندگی مشترک کرده اما به نتیجه نرسیده ‌است.او که می‌خواهد طلاق بگیرد،

شوهرم من و بچه‌ها را رها کرد و رفت

شیوا زنی است که می‌گوید تلاشش را برای نجات زندگی مشترک کرده اما به نتیجه نرسیده ‌است.او که می‌خواهد طلاق بگیرد، برای سایت جنایی از زندگی مشترک می‌گوید.

* تنها زندگی می‌کنی. از کی از همسرت جدا شدی؟

من و همسرم ۷ سال است جدا هستیم. او مدتهاست که من را تنها گذاشته و رفته.

*بچه دارید؟

بله ما یک دختر و یک پسر داریم.

*بچه‌ها کجا هستند؟

آنها با من زندگی می‌کنند. ‌ما ۱۸ سال قبل ازدواج کردیم و بچه‌دار شدیم. یک روز شوهرم گفت که دیگر نمی‌تواند مسوولیت زندگی را قبول کند و رفت. البته از قبل هم مشکلاتی داشت. چند بار هم دکتر اعصاب رفته و قرص گرفته بود اما نمی‌خورد.

*شما چه کردید؟

فقط خدا می‌داند چقدر به من سخت گذشت. زنی تنها بودم. با کارگری در خانه‌های مردم شروع کردم. چندباری واسطه کردم کسانی دنبال شوهرم بروند اما نیامد. تنها و بی‌پول شدم. حتی همسایه‌ها کمکم می‌کردند تا بتوانم شکم بچه‌ها را سیر کنم. دوسال طول کشید تا توانستم کاری پیدا کنم

*الان شغلت چیست؟

منشی یک درمانگاه بزرگ هستم. پول خوبی می‌گیرم و زندگی‌مان را اداره می‌کنم.

*چرا حالا می‌خواهی طلاق بگیری؟

چون قصد دارم ازدواج کنم. بچه‌ها بزرگ شده‌اند. خواستگار خوب دارم.

*شوهرت را پیدا کردی؟

دیگر دنبالش نرفتم.

*بچه‌ها چه می‌گویند؟

راضی هستند. خوشحال هم هستند. خواستگارم‌‌ وضع مالی خوبی دارد. قرار است با هم زندگی کنیم ولی خانه الان خودم را در اجاره نگه می‌دارم و پس نمی‌دهم برای بچه‌ها تا اگر مشکلی داشتند سرگردان نشوند.

 

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها