ردپای سه باند مافیایی در ربودن طلافروش ثروتمند
حسادت طلافروش ورشکسته به شریک ثروتمندش و طراحی نقشه ربایش او باعث شناسایی و دستگیری چند باند از خلافکاران مخوفی شد که پلیس مدتها دنبال آنها بود.
حسادت طلافروش ورشکسته به شریک ثروتمندش و طراحی نقشه ربایش او باعث شناسایی و دستگیری چند باند از خلافکاران مخوفی شد که پلیس مدتها دنبال آنها بود.
به گزارش سایت جنایی، اواخر مهرماه خانواده جوان ثروتمندی به نام آرش به پلیس گزارش دادند او گم شده است. آنها که ابتدا تصور میکردند پسرشان توسط یک نهاد امنیتی بازداشت شده است وقتی به پلیس شکایت بردند که برای مدتها خبری از او نشد.
خانواده آرش به ماموران گفتند: 26 مهر ماه یک پژو سفید رنگ در محدوده ناصرخسرو فرزند ما را سوار کرده و افرادی که شاهد بودند، گفتند چند نفر که مامور بچه شما را بردند. ما هم تصور میکردیم یک نهاد امنیتی این کار را کرده است. از چند جا هم پرس و جو کردیم ولی خبری از او نبود. هرچه منتظر ماندیم، تماسی هم نگرفت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم موضوع را به پلیس گزارش بدهیم.
ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند و متوجه شدند آرش ربوده شده و پلاک خودرویی که او را دزدیده، جعلی و احتمالا ماشین هم سرقتی بوده است. فیلم دوربینهای مداربسته هم نشان داد آدمربایان این جوان را به زور سوار ماشین کردند.
پدر آرش به ماموران گفت: ما همچنان فکر میکردیم که آرش دست نهادهای امنیتی است اما یک روز که من زنگ زدم تلفن او را شخصی جواب داد و گفت پاکبان است و گوشی و تبلت پسرم را در فضای سبز حاشیه اتوبان پیدا کرده است. من دیگر اطمینان پیدا کردم آرش دزدیده شده برای همین هم به پلیس گزارش دادم که بعد دوربینهای مداربسته هم تایید کرد بچهام دزدیده شده است.
پلیس تحقیقات گستردهای را برای پیدا کردن آرش آغاز کرد و متوجه شد آرش قبلا شریکی داشت که مدتی قبل از هم جدا شدند. هرچند اختلافی با هم نداشتند اما بعد از این جدایی آرش بسیار پیشرفت کرده اما شریک آرش وضعیت بدی پیدا کرده و به مرحله ورشکستگی رسیده است. همچنین مشخص شده کامران در همان روز آرش را تعقیب کرده است. وقتی پلیس برای بازجویی از کامران اقدام کرد متوجه شد این مرد فرار کرده و در جنوب کشور مخفی شده است. وقتی کامران بازداشت شد، اعتراف کرد نقشه ربودن آرش را کشیده است. او گفت: وقتی از آرش جدا شدم او پیشرفت کرد ولی من بدهکار شدم. برای همین هم به او حسادت کردم با خودم گفتم تنها راه این است که از او اخاذی کنم. من در بندرعباس با شخصی به نام رشید آشنا شدم. قرار شد 40 میلیارد به او بدهم تا آرش را بدزدد.
با توجه به این سرنخ پلیس بررسیها را برای دستگیری رشید آغاز کرد و مشخص شد او یکی از مافیای بزرگ قاچاق مواد مخدر در جنوب کشور است که نوچههای زیادی دارد.
پلیس تحقیقات مخفی خود را پی گرفت و رشید را تحت نظر قرار داد. زمانی که رشید تصمیم گرفت به تهران بیاید تحت رصد ماموران قرار گرفت و در فرودگاه بازداشت شد.
رشید گفت: من آرش را نزدیدم. قرار بود گروه فردی به نام فرزاد این کار را بکند. من کاری که کامران گفته بود، قبول و بر سر نصف مبلغ یعنی 20 میلیارد با فرزاد توافق کردم که آنها آرش را بدزدند.
پلیس اینبار تحقیقات را برای دستگیری فرزاد که او هم از خلافکاران حرفهای جنوب بود. آغاز کرد. ماموران رشید را در موقعیتی قرار دادند که با فرزاد تماس بگیرد و جای آرش را بپرسد اما اینبار فرزاد ادعا کرد به یک نفر 6 میلیارد داده تا آرش را از تهران بدزدد و به جنوب ببرد، اما هنوز آرش را تحویل نگرفته است.
ماموران برای اینکه به آرش آسیبی وارد نشود از رشید خواستند که با فرزاد وارد معامله شود و از او بخواهد آرش را آزاد کند. فرزاد که با گروه سوم در تماس بود از آنها خواست آرش را آزاد کنند اما آنها که آرش را در شهریار نگهداری میکردند گفتند تا زمانی که پول را نگیرند، آرش را آزاد نمیکنند.
ماموران که لحظه به لحظه همه چیز را زیر نظر داشتند به یک قدمی متهمان رسیده بودند که متهمان متوجه ماجرا شدند و از ترس آرش را آزاد کردند. با این حال ماموران موفق شدند علاوه بر رشید و فرزاد متهم دیگری را هم که آرش را به شهریار برده بود، شناسایی و بازداشت کنند. تحقیقات برای بازداشت سایر متهمان ادامه دارد.