نجات از چوبه دار بعد از 10 سال/ قاتل بخشیده شده چه گفت؟

مردی که تا مدتی قبل گمان می‌کرد طناب دار در انتظارش است پس از ۹ سال و ۶ ماه از زندان آزاد شد و حالا که از قصاص نجات یافته می‌خواهد به زندگی عادی بازگردد.

نجات از چوبه دار بعد از 10 سال/ قاتل بخشیده شده چه گفت؟

مردی که تا مدتی قبل گمان می‌کرد طناب دار در انتظارش است پس از ۹ سال و ۶ ماه از زندان آزاد شد و حالا که از قصاص نجات یافته می‌خواهد به زندگی عادی بازگردد.

به گزارش سایت جنایی، مردی که با یک لحظه عصبانیت قاتل شد و حالا از مرگ نجات یافته و آخرین روزهای اسفند سال گذشته بود که در یکی از زندان‌های استان فارس باز شد تا او که چیزی نمانده تا ۵۰ ساله شود از آن چهار دیواری بیرون بیاید. او که حسین نام دارد و ۴۸ ساله‌ است تقریبا یک دهه از عمرش را پشت میله‌های زندان گذرانده است. او پس از ۹ سال و ۶ ماه حبس بدون مرخصی آزاد شد، او که سال‌ها با ترس و هراس از مرگ پشت میله‌های زندان زندگی کرده، می‌گوید باورش نمی‌شود که این کابوس 10 ساله‌اش تمام شده و از قصاص نجات یافته است.

حسین که در تمام این سال‌ها با دلهره مرگ زندگی کرده بود، می‌گوید: «من صاحب زمین کشاورزی بودم که درگیری مرگبار در همان زمین اتفاق افتاد. تعداد زیادی کارگر داشتم که با من قرارداد کاری داشتند و باید کار را به من تحویل می‌دادند. اما آنها کار را تحویل ندادند و می‌خواستند بروند. همین دلیل ساده باعث دعوا بین ما شد. من اصلاً قصدم قتل نبود. حتی زمانی که خودم را به پلیس معرفی کردم، نمی‌دانستم مرتکب قتل شده‌ام.»

در ادامه مصاحبه با او را بخوانید:

* چرا خودت را به پلیس معرفی کردی؟ 

درگیری که بالا گرفت، چون تعداد آنها زیاد بود، به خاطر ترس از جانم برای پایان دادن به درگیری، سوار نیسانم شدم و آنجا را ترک کردم. هنگام ترک محل درگیری متوجه شدم یکی از کارگرها با ماشین برخورد کرده، اما اینکه زیر چرخ‌های ماشین رفته و جانش را از دست داده را نمی‌دانستم. یک ساعتی که از ماجرا گذشت، چون تعدادشان زیاد بود، احتمال دادم که سراغم بیایند و درگیری تمام نشود. به همین دلیل به کلانتری رفتم و خودم را معرفی کردم.

* بعد که خودت را معرفی کردی چه شد؟ 

تحقیقات شروع شد و به اتهام قتل بازداشت شدم. گفتند از آنجایی که محل حادثه خارج از جاده اصلی و در زمین کشاورزی من بوده و حین فرار از درگیری چنین اتفاقی افتاده، متهم به قتل هستم.

*بعد چه شد؟

خانواده مقتول درخواست قصاص دادند و من به زندان افتادم.

* در این مدت پای چوبه دار رفتی؟ 

نه. چند باری نامه به رئیس قوه قضاییه نوشتم و خواستم تعیین تکلیف شوم، اما بی‌فایده بود.

*چرا؟

اولیای دم نه رضایت می‌دادند و نه مرا پای چوبه دار می‌بردند.

* چه شد که اولیای دم بالاخره تو را بخشیدند؟ 

دقیقاً نمی‌دانم چه شد، اما تلاش واحد صلح و سازش و خانم آذر شهسواری، مسئول کمیته سفیران صلح و دوستی انجمن حمایت از زندانیان، خیلی برای نجاتم تلاش کرد.

*چطور کمکت کرد؟

او ۹ سال پا به پای خانواده من بود، حتی در دوران کرونا و شرایط سخت هم مرا از یاد نبرد. با کمک او و خیرین موفق شدم از اولیای دم رضایت بگیرم و بعد از ۹ سال و ۶ ماه از زندان آزاد شوم.

* در زندان چه کارهایی کردی که به بخششت کمک کرد؟ 

من در این مدت خدا را فراموش نکردم و حتی برای نجات جان هم‌سلولی‌ها و هم‌بندی‌هایم هم تلاش کردم.

* از افرادی که به آنها کمک کردی تعریف کن.

یکی از هم‌بندی‌هایم پسر خاله‌اش را در درگیری خیابانی به قتل رسانده بود و دیگری برادرش را. با خانواده مقتولان تماس گرفتیم و در نهایت موفق شدیم با کمک چند نفر دیگر از هم‌سلولی‌هایم رضایت آنها را بگیریم.

* برای زندانیان جرایم غیرعمد و مالی هم کاری کردی؟ 

بله، سه زندانی هم جرایم غیرعمد داشتند و زندانی‌های مالی بودند که در زندان برای آنها گلریزان گرفتیم. باز هم با کمک هم‌سلولی‌هایم و چند نفر از دوستانم که در بیرون بودند، موفق شدیم این مبالغ را فراهم کنیم و با پرداخت دیه، آنها از زندان آزاد شدند.

* فکر می‌کنی چه شد که قاتل شدی؟ 

یک لحظه عصبانیت. از نظر من ۹۰ درصد از قاتلانی که در زندان هستند به خاطر یک لحظه عصبانیت و اتفاق لحظه‌ای مرتکب قتل شده‌اند. کلاهبرداران با نقشه قبلی جرم می‌کنند، اما بیشتر کسانی که دست به قتل می‌زنند هیچ برنامه قبلی ندارند.

* حالا چه پیامی برای افرادی که در عصبانیت دست به کارهای عجیب می‌زنند داری؟ 

به آنها می‌گویم کاش یاد بگیریم عصبانی نشویم و اگر عصبانی شدیم، کاری نکنیم که جای بازگشت نداشته باشد. محکوم به قصاص هیچ امیدی به زندگی ندارد و تمام لحظاتش با هراس مرگ می‌گذرد و این سخت‌ترین چیز دنیاست.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها