رفیق‌کشی در دعوا بر سر یک دختر

پسری که در یک درگیری عاشقانه مرتکب قتل شده است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

رفیق‌کشی در دعوا بر سر یک دختر

پسری که در یک درگیری عاشقانه مرتکب قتل شده است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

به گزارش اعتمادآنلاین، مقتول و متهم که از دوستان قدیمی بودند به خاطر یک دختر با هم درگیر شدند. مرداد دو سال پیش، کارکنان انتظامات یکی از بیمارستان‌های شرق تهران از طریق تماس تلفنی مرگ مشکوک مرد جوانی را روی تخت بخش اورژانس به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ گزارش کردند.

تحقیفات ماموران در این خصوص آغاز شد و شاهدان گفتند دیده‌اند چه کسی این قتل را مرتکب شده است. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که مقتول ساعتی قبل به خاطر دختر جوانی در یک پمپ بنزین در محله پیروزی با عامل جنایت درگیر شده است.

یکی از شاهدان جنایت گفت: شب حادثه با موتورسیکلت خود به همراه نیما به پمپ بنزین رفتیم، اما نیما در آنجا دختر مورد علاقه‌اش را سوار بر خودروی پراید یک مرد  مشاهده و با راننده آن مشاجره کرد. مشاجره و فحاشی ادامه داشت تا اینکه راننده پراید ناگهان با سرعت زیادی متواری شد، اما نیما روی صندوق عقب آن پرید و فریاد می‌زد خودرو را متوقف کن که قاتل طی یک مسیر طولانی با حرکات مارپیچ و مخاطره‌آمیزی که در خیابان داشت باعث شد تا نیما به طرز وحشتناکی به زمین بخورد و سرش آسیب ببیند.

او ادامه داد: پس از اینکه نیما سرش به زمین برخورد کرد متهم و دختر جوان با خودروی پراید متواری شدند. ما خیلی زود نیما را به بیمارستان منتقل کردیم، اما اقدامات کادر درمان فایده‌ای نداشت و روی تخت بخش اورژانس فوت کرد.

پس از اظهارات شاهد جنایت، بررسی و تجزیه‌های اطلاعاتی تیم جنایی آغاز و در این شاخه از تحقیقات محل تردد متهم در میدان امام خمینی شناسایی و او توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دستگیر شد.

متهم در جریان بازجویی‌ها با اظهار ندامت و پشیمانی به قتل مرد جوان اعتراف کرد.

با پایان تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند و سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت : ترانه دختری که من و نیما به خاطرش درگیر شدیم دختر معلوم الحالی بود. نمی‌دانم چرا نیما با دیدن او در ماشین من عصبانی شد. ما دوستان قدیمی بودیم و اینکه نیما اینطور عصبانی شده بود برایم قابل باور نبود. روز حادثه من در پمپ بنزین نیما را دیدیم و جر بحث کردیم. او روی ماشین من نشست. من اصلا متوجه نشدم که پیاده نشده و حرکت کردم که این اتفاق افتاد.

در ادامه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. رای صادره مورد اعتراض قرار گرفت و نقض شد چراکه دیوان عالی کشور معتقد بود ابتدا باید از کارشناس تصادفات درباره سرعت ماشین متهم و مرگبار بودن حادثه سوال شود. پرونده برای بار دوم به دادگاه ارسال شد. در جلسه رسیدگی یکبار دیگر متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت : در پمپ بنزین من اصلا متوجه نشدم نیما روی ماشین من است. قصد کشتن او را نداشتم.

متهم در پاسخ به این سوال که چرا با حرکات مارپیچ رانندگی کرد، گفت: ترانه از من خواست لاین کندرو بروم تا برادرش ما را نبیند. من هم می‌خواستم موانع را رد کنم. اصلا قصدم آسیب زدن به نیما نبود. ما در پمپ بنزین با هم درگیر شدیم. او روی ماشین من نشست و گفت پایین نمی‌رود و من هم حرکت کردم. واقعا فکر کردم مقتول از ماشین پیاده شده است.

در این هنگام قاضی گفت: مقتول ۱۲۰ کیلو وزن داشت چطور متوجه نشدی کسی روی صندوق ماشین تو است.

متهم سکوت کرد.

سپس کارشناس تصادفات توضیحاتی را ارایه داد و گفت: سرعت متهم و حرکات مارپیچ که انجام داده هر دو کشنده است. در آن منطقه مانعی نبوده و دوربین‌های مداربسته عمد بودن حادثه را ضبط کرده‌اند.

در پایان قضات وارد شور شدند و متهم را برای با دوم به قصاص محکوم کردند.

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها