شلیک مرگبار به همسایه/ متهم: از خودم دفاع کردم
مرد بنگاه دارد که متهم است به خاطر سنگی پنجاه سانتی مرتکب قتل شده، ادعا کرد برای دفاع از خودش آدم کشته است.
مرد بنگاه دارد که متهم است به خاطر سنگی پنجاه سانتی مرتکب قتل شده، ادعا کرد برای دفاع از خودش آدم کشته است.
به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال قبل به پلیس گزارش دادند درگیری در شهریار رخ داده و مردی در آنجا زخمی شده است. با حضور ماموران در محل مشخص شد مرد مجروح با اسلحه زخمی شده و در بیمارستان جانش را از دست داده است.
بررسیهای ماموران نشان درگیری بین مقتول به نام شکیب و دوستانش از یک طرف و دو مرد بنگاهدار به نامهای مهران و فرزاد از سوی دیگر بوده است. شاهدان به پلیس گفتند فرزاد وارد باغ شده و با شلیک گلوله شکیب را زخمی کرده و بعد هم متواری شده است.
تحقیقات ماموران منجر به بازداشت فرزاد شد. او به قتل اعتراف کرد اما مدعی شد قصد قتل نداشته و برای نجات خودش مجبور به این کار شده است.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند و گفتند گذشت نمی کنند. در ادامه فرزاد، متهم ردیف اول، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من به سمت شکیب شلیک کردم ولی این کار را برای دفاع از خودم انجام دادم. آن روز مهران با من تماس گرفت و گفت نمای ساختمانی که در آن با هم شریک بودیم، در جریان تعمیرات همسایه خراب شده است. مهران گفت چندین بار با همسایه کناری که همان شکیب است، صحبت کرده اما حاضر نیست سنگ 50 سانتی را درست کند. من به شکیب زنگ زدم و گفتم چرا نمای ساختمان را خراب کردی و درست نمیکنی؟ گفت به تو چه ربطی دارد. گفتم مهران شریک من است. گفت سنگ نمای شما قدیمی است و این سنگ پیدا نمیشود من نمیتوانم کاری کنم. گفتم باید درست کنی. گفت بیا به باغ موضوع را حل کنیم. من هم به باغی که گفته بود رفتم. تصورم این بود که قرار است با هم موضوع را حل کنیم اما همین که وارد باغ شدیم متوجه شدیم آنها مهمانی دارند و تعدادشان زیاد است. شکیب به من حمله کرد. قمه داشت. بقیه آنها هم حمله کردند و با قمههایشان سمت ما آمدند.
متهم گفت: یکی از آنها با قمه دو ضربه به دست من زد و خیلی شدید مجروح شدم. به مهران گفتم بیا برویم. اینها ما را میکشند. ما فرار کردیم و به سمت ماشین رفتیم تا از آنجا برویم اما دوباره ما را محاصره کردند. من هم برای اینکه بتوانم فرار کنم اسلحه شکاری را که تازه مجوزش را گرفته بودم از ماشین بیرون آوردم. تصور میکردم اسلحه را ببینند فرار میکنند. اما آنها دوباره حمله کردند من یک گلوله شلیک کردم تا دور شوند بتوانم سوار ماشین شوم و بروم باز نرفتند. آنها به ماشین ما حمله کردند من با خودم گفتم اگر یک گلوله به ساختمان بزنم میترسید گلوله دوم را شلیک کردم که به شکیب برخورد کرد.
قاضی گفت: اما تو مستقیم به او شلیک کردی.
متهم گفت: من مستقیم شلیک نکردم. قصدم زدن ساختمان پشت شکیب بود. سلاح شکاری ساچمهای است اگر من میخواستم مستقیم شلیک کنم همه جای بدنش پر از ساچمه میشد اما یک طرف بدنش ساچمه دارد که این نشان میدهد من درست میگویم.
سپس مهران، متهم دیگر، در جایگاه حاضر شد. او گفت: ما برای صحبت رفته بودیم ولی طوری به ما حمله کردند که اصلا فرصتی برای حرف زدن و این چیزها نبود ما در تله گرفتار شدیم همه با هم به ما حمله کردند. ما چارهای نداشتیم.
سپس وکیل متهم صحبت کرد. او گفت: موکل من در شرایطی بوده که نه دسترسی به پلیس داشته و نه توانسته خودش را نجات دهد و فرار کند. او دو بار سعی کرده فرار کند که در میان مقتول و دوستانش گیر افتاده و برای آنکه جانش را نجات دهد این کار را کرده است.او دفاع مشروع کرده است.
سپس دیگر متهمان در جایگاه قرار گرفتند و از خود دفاع کردند.
در بیان آخرین دفاع متهم ردیف اول گفت: من قصد قتل نداشتم و می خواستم خودم را نجات دهم. قصدم دفاع از خودم بود.
بعد از پایان جلسه رسیدگی قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.