پدر مقتول پس از گفتوگو با پیرمردی در مسجد، قاتل پسرش را بخشید
پدری که پس از قتل تنها پسرش به دست ناپدری، سالها خواهان اجرای حکم قصاص بود، پس از گفتوگویی غیرمنتظره با پیرمردی در یک مسجد، تصمیم خود را تغییر داد و به حرمت اربعین و امام حسین(ع) از قصاص قاتل فرزندش گذشت.
پدری که پس از قتل تنها پسرش به دست ناپدری، سالها خواهان اجرای حکم قصاص بود، پس از گفتوگویی غیرمنتظره با پیرمردی در یک مسجد، تصمیم خود را تغییر داد و به حرمت اربعین و امام حسین(ع) از قصاص قاتل فرزندش گذشت.
به گزارش سایت جنایی، پرونده قتل جوانی که دیماه ۱۳۹۹ در جریان درگیری با ناپدریاش جان باخته بود، با اعلام رضایت پدر مقتول وارد مرحله تازهای شد. این قاتل در حالی به زنذگی امیدوارم شد که پدر مقتول پس از سالها اصرار بر اجرای حکم قصاص، ناگهان تصمیم به گذشت گرفت و با حضور در شعبه اجرای احکام یکی از داسراهای نزدیک پایتخت، رضایت خود را اعلام کرده است.
صبح دوشنبه گذشته مردی میانسال وارد شعبه اجرای احکام شد؛ او قاضی اجرای احکام و مدیر شعبهای که در آن پرونده را به خوبی میشناختند. آن مرد پدر یکی از مقتولانی بود که پرونده اجرای حکم قاتل تنها پسرش چند هفته قبل به آن شعبه اجرای احکام ارسال شده و قرار بود پس از پایان ماه صفر، حکم قصاص اجرا شود.
این پدر داغدار در تمام جلسات صلح و سازش که طی ماههای گذشته برگزار شده بود، حضور یافته بود و بدون کوچکترین تردیدی خواهان اجرای حکم قصاص بود و هر بار درخواست خانواده قاتل برای گذشت را رد میکرد.
اما این بار بدون آنکه جلسه صلح و سازشی برگزار شود، خودش مستقیم به دادسرا آمد و در حالی که مسئولان اجرای احکام تصور میکردند برای پیگیری زمان اجرای حکم مراجعه کرده است، اعلام کرد از قصاص قاتل تنها فرزندش گذشته است؛ تصمیمی که باعث تعجب قاضی اجرای احکام شد.
شاکی پرونده در توضیح علت این تصمیم گفت: «چند سال قبل از همسرم جدا شدم. مدتی بعد همسر سابقم، با مردی ازدواج کرد. همسر سابقم از همان اول اصرار داشت که پسرمان، کیارش، با او زندگی کند. اما من مخالف بودم، اما این خواسته یکی از شرطهای همسر سابقم بود، برای همین در نهایت ناچار شدم قبول کنم.»
پدر مقتول در حالی که اشک در چشمانش را پاک میکرد، ادامه داد: « تنها پسرم بیشتر عمرش را کنار مادر و ناپدریاش زندگی کرد. گاهی از اطرافیان میشنیدم رابطه او با ناپدریش چندان خوب نیست. مدام با پسرم تماس میگرفتم و از او میخواستم پیش من بیاید، اما بعد از مدتی شرایط طوری پیش رفت که مدتی برای کار مجبور شدم به یکی از کشورهای اروپایی بروم. اما بیشتر مدت فکرم پیش پسرم بود که همچنان با مادرش مانده بود.»
این مرد داغدار درباره روز حادثهایرکه منجر به مرگ پسرش شد هم گفت: «آنطور که بعدها برایم تعریف کردند و در روند رسیدگی به پرونده شنیدم؛ روز قتل، ناپدری پسرم به او اعتراض کرده بود که چرا دایم سرگرم تلفن همراهش است و به مادرش یا او کمک نمیکند. انگار همین موضوع باعث شروع مشاجره آنها شد بود و بعد هم دعوا بالا گرفته و کار به قتل کشید. در جریان درگیری، ناپدری دست به چاقو شده بود و آن را به سمت پسرم پرتاب کرد که چاقو به گردن او خورد و همان لحظه جانش را از دست داد.»
این پدر افزود: «وقتی خبر را شنیدم، همه چیز را رها کردم و از اروپا به ایران برگشتم. ناپدری مدعی بود قصد قتل نداشته و حادثه ناخواسته رخ داده است، اما من این حرف را قبول نمیکردم. مردی با آن سن و سال مگر نمیداند پرتاب چاقو میتواند جان یک انسان را بگیرد؟ برای همین از همان ابتدا خواهان قصاص شدم.»
او ادامه داد: «در این سالها، هم خانواده قاتل و هم همسر سابقم بارها برای گرفتن رضایت پیشم من آمدند و افرادی را واسطه کردند. حتی گفتند هر مبلغی بخواهم پرداخت میکنند، اما من حاضر نبودم خون تنها پسرم را با پول معامله کنم. من پول نمیخواستم، فقط اجرای قصاص قاتل تنها پسرم را میخواستم.»
به گفته این مرد، پس از قطعی شدن حکم قصاص و رسیدن پرونده به مرحله اجرای حکم هم جلسات صلح و سازش مختلفی برگزار شد و او با حضور در تمام جلسات صلح و سازش بر اجرای حکم تاکید داشت، اما اتفاقی که شب قبل از حضورش در دادسرا رخ داد، مسیر زندگی او را تغییر داده است.
او گفت: «شب قبل از آمدن به اجرای احکام، وقتی از یک خیابان رد میشدم، متوجه شدم در مسجدی مراسم عزاداری در حال برگزاری است. وارد مسجد آن شدم، به تنهایی در گوشهای نشستم و بیاختیار شروع به گریه کردم. زیر لب با خدا درد دل میکردم و از داغ پسرم میگفتم.»
پدر مقتول ادامه داد: «در همان لحظات پیرمردی کنارم نشست و یک جوری سر صحبت را باز کرد. من هم از اتفاقی که افتاده بو. گفتم و وقتی فهمید پسرم را از دست دادهام، گفت سالها قبل داماد او دخترش را به قتل رسانده و او هم به قصاص محکوم شده بود.»
او گفت: «پیرمرد برایم تعریف کرد که آن زمان روی اجرای حکم اصرار کرده و در نهایت هم دامادش قصاص شده است، اما تنها چند لحظه بعد از اجرای حکم، از تصمیمش پشیمان شده و آرزو کرده ای کاش او را میبخشید.»
پدر جوان کشته شده تعریف کرد: «پیرمرد به من گفت بعد از اجرای قصاص، عذاب وجدان لحظهای رهایش نکرده است. او گفت همیشه با خودش فکر میکند که اگر بخشیده بود، خدا خودش بهترین داور و انتقامگیرنده بود.»
این مرد داغدار ادامه داد: «پیرمرد بعد از همه این حرفها و اینکه چطور حکم قصاص اجرا شده، به من گفت نمیتواند بگوید قاتل پسرم را ببخشم، اما چون خودش هم این مسیر را رفته و میداند پایان خوشی نداشته است. حتی او گفت بعد از آن دیگر جرأت نکرده از خدا چیزی بخواهد، چون همیشه با خودم میگویم وقتی خودم نبخشیده، چگونه انتظار دارد خدا مرا ببخشد.»
پدر مقتول افزود: «وقتی حرفهای آن پیرمرد تمام شد، با خودم فکر کردم شاید خدا او را سر راه من قرار داده تا تصمیم دیگری بگیرم. همان شب با خدا خلوت کردم و از او خواستم روح پسرم را آرام کند. بعد هم تصمیم گرفتم به حرمت اربعین و امام حسین(ع)، از قصاص بگذرم.»
او در پایان گفت: «هنوز نمیتوانم بگویم از ته دل او را بخشیدهام، اما تصمیم گرفتم اجرای حکم به دست من نباشد. اگر واقعاً حق او مرگ باشد، خدا خودش بهتر از هر کسی عدالت را اجرا میکند.»
در حال حاضر با اعلام رضایت پدر مقتول، اجرای حکم قصاص متوقف شده و محکوم به قصاص نجات یافته که از جنبه خصوصی جرم رهایی یافته، باید از جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری استان محاکمه شود.