خواب دختر 11ساله به قاتل زندگی دوباره داد

«از آسمان هوایتان را دارم. قاتلم را ببخشید.» این جمله‌ای بود که مقتول در خواب به دختر ۱۱ساله‌اش گفت تا طناب‌دار از گردن قاتلی که 8سال قبل در شب یلدا مرتکب جنایت شده بود باز شود.

خواب دختر 11ساله به قاتل زندگی دوباره داد

«از آسمان هوایتان را دارم. قاتلم را ببخشید.» این جمله‌ای بود که مقتول در خواب به دختر ۱۱ساله‌اش گفت تا طناب‌دار از گردن قاتلی که 8سال قبل در شب یلدا مرتکب جنایت شده بود باز شود.

به گزارش همشهری، ‌شب یلدای سال۱۳۹۷ برای خانواده مردی به نام شمشاد قرار بود شبی برای دورهمی، خنده و ثبت خاطرات باشد، اما تقدیر طور دیگری برای آنها رقم خورد.

شمشاد، مرد ۳۹ساله‌ای که با زحمت و از راه فروش فلافل چرخ زندگی‌اش را می‌چرخاند، آن شب در یکی از خیابان‌های شیراز سرگرم کاسبی بود که جوانی به نام آرش با خودروی پژوی خود با بساط فلافل‌فروشی او برخورد کرد. بر اثر این برخورد بساط فلافل‌فروشی روی زمین ریخت و همین موضوع باعث اعتراض شمشاد به راننده شد. این جروبحث کوتاه با وساطت کسبه و رهگذران به پایان رسید، اما این پایان ماجرا نبود.

آرش، راننده پژو با عصبانیت از محل دور شد، اما دقایقی بعد، به همراه 2نفر از دوستانش سوار بر خودروی پژو به محل بازگشت. در تاریکی شب، یکی از دوستان آرش به نام میلاد که روی صندلی عقب نشسته بود، اسلحه شکاری خود را به سمت شمشاد نشانه گرفت و شلیک کرد. شمشاد غرق در خون روی زمین افتاد و مهاجمان پا به فرار گذاشتند.

مرد مجروح به‌سرعت به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحات به قدری بود که یک هفته بعد تسلیم مرگ شد. با مرگ او پرونده‌ای با موضوع قتل عمد روی میز کارآگاهان جنایی شیراز قرار گرفت.

تحقیقات کارآگاهان جنایی با بازبینی دوربین‌های مداربسته و پلاک‌خوانی خودروی پژو آغاز شد. آنها با تحقیقات میدانی، در کمتر از یک‌ ماه، هویت قاتل و همدستانش را شناسایی کردند. اما آنها پس از جنایت فراری شده و سعی کرده بودند ردی از خودشان به جا نگذارند. در ادامه معلوم شد که میلاد، قاتل اصلی قصد دارد به‌صورت غیرقانونی از مرز خارج شود و از طریق ترکیه به آلمان برود تا نزد بستگانش مخفی شود. با این سرنخ، مأموران راهی نقطه صفر مرزی شدند و قاتل را دستگیر کردند.

میلاد در بازجویی‌ها گفت: آن روز دوستم به سراغم آمد و گفت با مرد فلافل‌فروش درگیر شده است. من به هواخواهی از دوستم، اسلحه‌ای از خانه یکی از بستگانم برداشتم و رفتیم سراغش تا گوشمالی‌اش بدهیم. باور کنید قصد کشتنش را نداشتم، فقط می‌خواستم او را بترسانم. وقتی دیدم تیر به او برخورد کرده و غرق در خون روی زمین افتاده، ترسیدم و فرار کردم. فکر نمی‌کردم جانش را از دست بدهد.

 با این حال، شواهد و نظریه کارشناسان اسلحه اتهام قتل عمد را محرز کرد و دادگاه کیفری استان فارس حکم به قصاص نفس داد؛‌ حکمی که پس از تأیید در دیوان‌عالی کشور، میلاد را در یک‌قدمی چوبه دار قرار داد.

درحالی‌که شمارش معکـوس برای قصاص قاتل شروع شده بود، ‌تلاش اعضای شورای حل اختلاف دادگاه کیفری گلسرخ شیراز و یکی از سفرای صلح به نام آذر شهسواری برای گرفتن رضایت از اولیای‌دم شروع شد؛تلاشی که در نهایت با گذشت خانواده مقتول همراه شد. اما این اتفاق چطور افتاد؟‌

همسر مقتول در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار همشهری می‌گوید: همسرم شمشاد مرد زحمتکشی بود. آن شب برای دخترانمان خرید کرده بود تا شب یلدا را جشن بگیریم. داشت بساطش را جمع می‌کرد که زودتر به خانه بیاید، اما…

او ادامه می‌دهد: وقتی همسرم رفت، دختر بزرگم ۹ساله و دختر کوچکم ۳ساله بودند. تمام این سال‌ها من هم پدر بودم و هم مادر. ما قصد بخشش نداشتیم تا اینکه دختر کوچکم که حالا 11ساله است، خواب عجیبی دید.

در ادامه دختر 11ساله او درباره این خواب می‌گوید: «خواب بابا را دیدم. به من گفت از مادرت بخواه که قاتلم را ببخشد. من از آسمان همیشه هوای شما را خواهم داشت.»

دخترک بعد از بیان این جملات، تلفن را به مادرش می‌دهد و مادر درحالی‌که به‌شدت تحت ‌تأثیر قرار گرفته، می‌گوید: وقتی دخترم این خواب را تعریف کرد، دگرگون شدم. پرس‌و‌جو کردم و فهمیدم که زندان قاتل شوهرم را دگرگون کرده است. او توبه کرده بود و همه از او راضی بودند. به همین ‌خاطر تصمیم گرفتم به او فرصت زندگی بدهم. امیدوارم از این به بعد مسیر درستی را طی کند و قدر این فرصت دوباره را بداند. اولیای دم دیروز پای برگه بخشش و رضایت را امضا کردند تا سایه چوبه دار از سر میلاد برداشته شود. بخشش دیروز آنها به کابوس سال‌های حبس و انتظار قاتل پایان داد. پرونده برای رسیدگی از لحاظ جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری یک استان فارس ارجاع داده خواهد شد تا این جوان که در آستانه مرگ بود، بار دیگر از لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود.

 

نظرات کاربران

پربازدید ترین‌ها