قصاص مردی که تاجر تهرانی را در باغ گیلاس به قتل رساند
پنج مرد که در پروندههای جداگانه مرتکب قتل شده و پس از رسیدگی قضایی به قصاص محکوم شده بودند، صبح امروز، پیش از طلوع آفتاب، در زندان قزلحصار کرج پای چوبه دار رفتند؛ اما در آخرین لحظات، تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران باعث شد اجرای حکم چهار نفر متوقف شود و فقط یک محکوم به قصاص به دار آویخته شد
پنج مرد که در پروندههای جداگانه مرتکب قتل شده و پس از رسیدگی قضایی به قصاص محکوم شده بودند، صبح امروز، پیش از طلوع آفتاب، در زندان قزلحصار کرج پای چوبه دار رفتند؛ اما در آخرین لحظات، تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران باعث شد اجرای حکم چهار نفر متوقف شود و فقط یک محکوم به قصاص به دار آویخته شد.
به گزارش سایت جنایی، شمارش معکوس برای اجرای احکام آغاز شده بود که تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی محمد شهریاری، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای جنایی، برای جلب رضایت اولیای دم یا دستکم گرفتن مهلت برای محکومان وارد عمل شد.
تلاشهای این تیم برای چهار محکوم به نتیجه رسید و آنها توانستند از اولیای دم مهلت بگیرند؛ به این ترتیب چهار محکوم پس از توقف اجرای حکم به سلولهای خود بازگشتند.
با این حال، تلاشها برای نجات هر پنج محکوم به نتیجه نرسید و حکم قصاص یکی از آنها اجرا شد.
چهار محکومی که مهلت گرفتهاند، اکنون امیدوارند با ادامه رایزنیهای واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران و همچنین پادرمیانی بزرگان، معتمدان و افراد مورد اعتماد خانوادههای مقتولان، بتوانند رضایت اولیای دم را جلب کنند.
در صورتی که این تلاشها به گرفتن رضایت منجر نشود، اجرای احکام قصاص این چهار محکوم در فرصت بعدی در دستور کار قرار خواهد گرفت.
پرونده قتل در باغ گیلاس، تنها پروندهای بود که با پایان زندگی قاتل تاجر در سحرگاه امروز بسته شد. محکومی که سحرگاه امروز حکم قصاص او اجرا شد، مرد جوانی به نام پیمان بود که در پروندهای جنایی به اتهام قتل مرد تاجری به نام کامران به قصاص محکوم شده بود.
این جنایت نهم تیرماه سال ۱۳۹۹ و در پی اختلاف مالی میان پیمان و کامران رقم خورد؛ پروندهای که با ناپدید شدن یک تاجر و پیدا شدن خودروی سوخته او آغاز شد و در ادامه، تحقیقات پلیس را به باغ گیلاسی در حوالی کن رساند.
کامران تاجر بود و علاوه بر فعالیت در حوزه تجارت، با صنف فروشندگان مواد شوینده هم همکاری داشت. او روز حادثه با یکی از همکارانش به نام پیمان قرار ملاقات داشت و قرار بود در باغ گیلاسی حوالی کن با او دیدار کند. کامران آن روز با خودروی گرانقیمتش از خانه خارج شد، اما دیگر به خانه بازنگشت.
ساعت ۸ شب، پیمان با پسر کامران تماس گرفت و مدعی شد پدرش در محل قرار حاضر نشده است. پسر کامران که از ناپدید شدن پدرش نگران شده بود، با مراجعه به پلیس موضوع را گزارش کرد و تحقیقات برای پیدا کردن مرد تاجر آغاز شد.
پلیس با دستور بازپرس جنایی، بررسیهای خود را برای یافتن ردی از کامران شروع کرد. مشخصات خودروی او نیز در اختیار گشتهای پلیس قرار گرفت تا ماموران در صورت مشاهده خودرو بتوانند آن را شناسایی کنند.
یک روز پس از ناپدید شدن کامران، خودروی او در حالی که سوخته بود در حوالی بیابانهای فیروزبهـرام در جنوب تهران پیدا شد. کشف خودروی سوخته، تحقیقات پرونده را وارد مرحله تازهای کرد و ماموران به بررسی آخرین رفتوآمدها و ارتباطات کامران پرداختند.
تحقیقات تخصصی نشان داد کامران در روز حادثه آخرین تماس خود را با پیمان داشته و آخرین بار نیز با او دیده شده است. از سوی دیگر، ماموران در جریان بررسی روابط مالی این دو مرد دریافتند پیمان ۶۰۰ میلیون تومان به کامران بدهکار بوده و همین بدهی میان آنها اختلاف ایجاد کرده بود.
با روشن شدن این سرنخها، پیمان به عنوان مظنون بازداشت شد.
پیمان در نخستین تحقیقات، از سرنوشت کامران اظهار بیاطلاعی کرد و منکر اطلاع از محل حضور او شد. با این حال، ماموران متوجه آثار سوختگی و جراحت روی دست، صورت و بدن او شدند؛ آثاری که باعث افزایش ظن پلیس نسبت به پیمان و ادامه تحقیقات از او شد.
در نهایت، پیمان لب به اعتراف گشود و به قتل کامران اعتراف کرد.
او در ادامه تحقیقات، ماموران را به باغ گیلاس حوالی کن برد؛ جایی که جسد مرد تاجر در آن کشف شد. جسد برای انجام بررسیهای بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات درباره چگونگی وقوع جنایت ادامه پیدا کرد.
پیمان در جریان تحقیقات درباره انگیزه خود از قتل توضیح داد که نمایندگی فروش محصولات یک کارخانه معروف مواد بهداشتی را داشته و کامران از سال ۱۳۸۳ مشتری او بوده است.
به گفته متهم، حدود شش ماه پیش از قتل، او و کامران تصمیم گرفته بودند با یکدیگر شراکت کنند. قرار بود سرمایه و کالا از سوی کامران تامین شود و پیمان نیز مشتری در اختیار آنها قرار دهد.
با شیوع کرونا، فعالیت آنها رونق گرفته بود و از این همکاری سود خوبی به دست آورده بودند. اطلاعات مشتریهای پیمان نیز در کامپیوتر محل کار ثبت شده بود.
با این حال، پیمان به کامران مشکوک شده بود و تصور میکرد ممکن است او پس از به دست آوردن اطلاعات مشتریها، شراکت میان آنها را برهم بزند.
از سوی دیگر، پیمان ۶۰۰ میلیون تومان نیز از کامران قرض گرفته بود؛ موضوعی که به گفته او در کنار اختلافات مربوط به شراکت، زمینه اختلاف میان آنها را بیشتر کرده بود.
پیمان برای روز حادثه بهانه ملاقات با مدیران کارخانه را مطرح کرد و کامران را به باغ گیلاس کشاند. آنها در باغ درباره اختلاف حسابهای خود با یکدیگر صحبت کردند، اما گفتوگوها به نتیجه نرسید.
بر اساس اعترافات پیمان، در جریان این درگیری و اختلاف، او کامران را از روی تپه به پایین هل داد.
کامران پس از سقوط روی زمین با پیمان درگیر شد و چاقویی را از جیبش بیرون آورد. در جریان این درگیری، کامران با چاقو دست پیمان را زخمی کرد.
پیمان مدعی شد در همان لحظه کنترل خود را از دست داده و با سنگ چند ضربه به سر کامران زده است.
با تکمیل تحقیقات و طی شدن روند قضایی، پیمان پس از اعتراف به قتل در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد و به قصاص محکوم شد.
پس از طی تشریفات قانونی و در حالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده بود، پرونده پیمان به مرحله اجرای حکم رسید.
سرانجام سحرگاه امروز، حکم قصاص پیمان در زندان قزلحصار کرج اجرا شد و پرونده قتل کامران، مرد تاجر، با اجرای حکم قاتلش به پایان رسید و پرونده برای همیشه مختومه شد.