متهم قتل در میدان ترهبار منکر همه چیز شد/ آیا پای یک زن در میان است؟
6 سال بعد از قتل فجیع مردی در میدان ترهبار حالا پای یک زن به پرونده باز شده است.
6 سال بعد از قتل فجیع مردی در میدان ترهبار حالا پای یک زن به پرونده باز شده است.
به گزارش اعتمادآنلاین، پرونده قتل مرد جوان در میدان ترهبار در تهران با گزارشی که از بیمارستان به پلیس داده شد به جریان افتاد. مسئولان حراست بیمارستان به پلیس گزارش دادند مجروحی به نام لهراسب که به بیمارستان منتقل شده بود جانش را از دست داده است.
تحقیقات ماموران برای مشخص شدن ابعاد ماجرا آغاز شد. پلیس دو مرد جوانی را که شاهد ماجرا بودند، مورد تحقیق قرار داد.
این دو به ماموران گفتند ضارب را دیدهاند. ماموران با توجه به گفتههای دو شاهد متهم به نام رامین را شناسایی و بازداشت کردند. این مرد مدعی شد در محل نبوده و مرتکب قتل نشده است اما مدارکی به دست آمد که نشان میداد او عامل قتل است. پلیس رد تلفن همراه متهم را در محل قتل کشف کرد. همچنین مشخص شد متهم بعد از قتل لهراسب از تهران فرار کرده و درشهری در غرب کشور پنهان شده و خط موبایلش را هم عوض کرده بود.
با توجه به این مدارک بود سرانجام کیفرخواست علیه رامین صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، وکیل اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کرد و گفت: موکلان من بهشدت فقیر هستند و حتی هزینه آمدن به دادگاه را نداشتند اما همچنان بر درخواست قصاص باقی هستند.
سپس قضات از دو شاهد خواستند در جایگاه حاضر شوند. شاهد اول درباره اینکه آیا متهم حاضر در دادگاه همان فردی است که لهراسب را زده است، گفت: من این مرد را هیچ وقت شناسایی نکردم و حالا هم به صراحت میگویم او نیست.
قاضی گفت: تو در دو مرحله اعلام کردی ضارب همین فرد است؛ یکبار پیش بازپرس و یکبار به مامور پلیس.
متهم گفت: من چنین حرفی نزدم. حتی چند بار گفتم فردی که لهراسب را زد قد کوتاه داشت و هر دو دستش تا بالا خالکوبی داشت.
قاضی از شاهد خواست تا آنچه اتفاق افتاده بود، توضیح دهد. این مرد گفت: من و دوستم به نام سعید داشتیم با موتور میرفتیم که بارمان را تحویل بگیریم. در وسط میدان دیدیم لهراسب سوار ماشینش توقف کرده است. دو موتورسوار آمدند و یکی از ترک موتور پیاده شد و با چاقو یک ضربه به گردن لهراسب زد. لهراسب هم یک چاقوی کوچک دستش بود. از ماشین پیاده شد و یک ضربه به دست آن فرد زد. پسر جوان که خیلی هم فرز بود از بین پاهای لهراسب فرار کرد، به پشت او رفت و حدود 20 ضربه به کمرش زد. لهراسب کاملا خونی بود. پسر جوان سپس ترک موتور پرید و هر دو موتور سوار فرار کردند. من داشتم دنبالشان میرفتم که لهراسب گفت آنها را میشناسد و لازم نیست دنبالشان کنم. همان لحظه تلفنش زنگ خورد. زنی بود که اسمش در گوشی لهراسب لوسی ذخیره شده بود. لهراسب با او خیلی با محبت صحبت کرد و گفت روبهرو شدند و تمام شد. چیز مهمی نیست و خودش را میرساند. خون زیادی از او میرفت. من به سعید گفتم بیا ببریمش بیمارستان. همان لحظه پتویی را که در ماشین بود روی گردن لهراسب گذاشتم. خون به شدت از بدنش میرفت. دیدم بیمارستان بردن با آن وضعیت کار ما نیست. اورژانس را خبر کردیم. نیم ساعت طول کشید تا اورژانس آمد و بعد هم به بیمارستان رفتیم که در انجا لهراسب جانش را از دست داد.
مرد شاهد گفت: چندین ماه بعد متهم حاضر در دادگاه را گرفتند. اول عکسش را به من نشان دادند من گفتم نمیتوانم تایید کنم قطعا این فرد است. بعد خودش را به من نشانش دادند که گفتم این آدم نبود.
قاضی گفت: اما تو این فرد را میان سه نفر شناسایی کردی.
شاهد گفت بازپرس و مامور اشتباه گزارش کردند و او این فرد را شناسایی نکرده است.
شاهد دوم نیز گفت : من هیچ چیز یادم نمیآید آنقدر صحنه شوکآور بود که همه چیز از یادم رفته است.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. اصلا مقتول را نمیشناختم و نمیشناسم من هیچ مراودهای هم با او نداشتم.
قاضی گفت: یکبار گفتهای برای تعمیر خانه پدرت به شهر دیگری رفته بودی. یکبار گفتهای پرونده داشتی. یکبار گفتی رفته بودی چای و قند بخری و هر سه مورد رد شده است. سیم کارتت را عوض کردی، سابقه دار هم هستی، تلفن همراهت هم در محل قتل آنتن داشت. با همه این مدارک چطور میگویی که تو مرتکب قتل نشدی؟
متهم گفت: سابقه من مربوط به یک پرونده آزار جنسی بود که اصلا پرونده بسته شد. من بارها گفتهام که در شهر دیگری زندگی میکنم و حتی مدارکی که مصالح خریدم تا خانه پدرم را تعمیر کنم، ارائه دادم. من نیمی از سال را در تهران و شش ماه را در شهر دیگری زندگی میکنم. اینکه تلفن همراهم درنزدکی محل قتل آنتن داشته، طبیعی است چون من در آن محل زندگی میکنم. باز هم میگویم من قتلی مرتکب نشدم.
در پایان قضات برای تصمیم گیری در این خصوص وارد شور شدند.