روایت دو شاکی از قتل زن بیگناه در دعوای دو رقیب عشقی
دو شاکی پرونده قتل زنی که در میان دعوای دو رقیب عشقی زیر گرفته شده است جزئیاتی از پرونده را فاش کردند.
دو شاکی پرونده قتل زنی که در میان دعوای دو رقیب عشقی زیر گرفته شده است جزئیاتی از پرونده را فاش کردند.
به گزارش اعتمادآنلاین، مهر سال ۱۴۰۳ گزارش مرگ زن ۶۵ سالهای به نام پروین در یکی از مناطق جنوب تهران به پلیس اعلام شد. با حضور مأموران و بررسیهای اولیه مشخص شد راننده یک خودروی پژو ۴۰۵ بعد از درگیری با چند مرد جوان قصد داشت آنها را با خودرو زیر بگیرد که مردان جوان فرار کردند اما خودرو با زن همسایه برخورد کرد.
با بررسی دوربینهای مداربسته و استعلام پلاک خودرو، مالک آن به نام شهرام شناسایی و دستگیر شد. شهرام پس از دستگیری مدعی شد قصدش فرار از محل درگیری بوده و اصلا مقتول را ندیده است.
متهم در تحقیقات گفت: من با زنی به نام فریبا دوست بودم. آن شب فریبا به من زنگ زد و گفت خواستگار جدیدی دارد و الان هم با خواستگارش است. بعد هم گوشی را به خواستگارش داد که ما با هم دعوا کردیم. به او گفتم همانجا بمان تا بیایم.
وی افزود: وقتی به محل مورد نظر رفتم، به اشتباه با خودرو به در خانه همسایه کوبیدم. زن میانسال همسایه بیرون آمد و با من دعوا کرد. بعد هم پسر و دامادش آمدند و درگیر شدیم. میخواستم فرار کنم که خودرو به زن میانسال خورد.
با تکمیل تحقیقات، برای شهرام به اتهام مباشرت در قتل عمدی و برای ۴ نفر به اتهام شرکت در نزاع دستهجمعی کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۳ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در ابتدای جلسه پسر و دختر مقتول درخواست قصاص کردند.
سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: من برای دعوا با خسرو، دوست فریبا، به آن محل رفته بودم و فکر میکردم خانه او همان خانهای است که با ماشینم به در آن زدم. بعد از چند دقیقه ۴ مرد جوان به سراغم آمدند که باز هم فکر میکردم یکی از آنها خسروست اما اشتباه کرده بودم و با آنها درگیر شدم و آنها گاز اشکآور به صورتم زدند و من برای فرار از آنجا سوار ماشینم شدم تا محل را ترک کنم.
وی ادامه داد: پسر مقتول مدعی است من میخواستم آنها را با ماشین زیر بگیرم و آنها خودشان را به داخل پیاده رو انداختند در حالی که من اصلا هیچکدام را ندیدم و به یکباره متوجه شدم به چیزی برخورد کردم و بعد هم از محل گریختم. چند روز بعد که دستگیر شدم متوجه شدم که زن میانسالی را زیر گرفته ام.
با توجه به اینکه یکی از اولیای دم در جلسه نبود ادامه رسیدگی به بعد موکول شد. صبح امروز دومین جلسه برگزار شد و مرد جوان که ولی دم و همزمان متهم پرونده بود، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من درخواست قصاص دارم. در آن درگیری من نقش خاصی نداشتم. وقتی دعوا بالا گرفت، رفتم که مادر و خواهرم را به خانه ببرم. اگر آنها وارد خانه میشدند، من اصلا درگیر نمیشدم.
قاضی گفت: پس چرا قمه داشتی؟ اتهام تو همین است که قمه داشتی و حمله کردی.
این مرد گفت: قمه را برای محافظت از مادر و خواهرم برداشتم و قصد دیگری نداشتم. به کسی هم ضربه نزدم. قمه کشیدم که سمت خواهر و مادر من نیایند ولی متهم ردیف اول با سرعت زیاد آمد و ماشین را به مادر من کوبید و بعد هم مادرم به زمین خورد و زیر چرخ له شد.
متهم که همچنان زندانی بود، گفت به خاطر سرقت در زندان است و زندانی شدنش به این پرونده ربطی ندارد. او گفت: من را به 5 سال حبس محکوم کردند که 2 سال از آن را گذراندهام.
در ادامه دیگر شاکی پرونده که از ماشینش برای جنایت استفاده شده بود، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: ماشین من را سرقت کردند و من هم موضوع را گزارش کردم. بعد از اینکه با ماشین من آدمکشی کردند آن را در اتوبان امام علی به گارد ریل و بعد هم به یک ماشین دیگر کوبیدند. وقتی با من تماس گرفتند که برای تحویل ماشین بروم چنان ماشین مچاله شده بود که مکانیک گفت امکان درست کردن آن وجود ندارد. ماشینی را که چندصد میلیون ارزش داشت، به مبلغ 60 میلیون تومان فروختم و از این مبلغ 45 میلیون تومان را به ماشین آسیب دیده در اتوبان خسارت دادم چون گفتند به هر حال ماشین به نام تو است. من درخواست خسارت و مجازات متهمان را دارم.
دادگاه ادامه رسیدگی به پرونده را به بعد موکول کرد.