بارها تلاش کردم تا خودم را از این دنیای تیره برهانم اما کسی نبود که دستم را بگیرد. من هزینه های زیادی را برای بزرگ…
چند ماه بود که به امید ازدواج با پرهام ارتباط تلفنی داشتم و مدام از طریق شبکههای اجتماعی در فضای مجازی با هم گفت و گو…
سرگرد سمانه مهربانی – معاون اجتماعی پلیس آگاهی پایتخت: والدین سهراب معتاد بودند. تا 16سالگی در بهزیستی بزرگ شد. وقتی…
با آن که پسرم رفتارهای غیرمنتظره زیادی داشت اما متاسفانه به کارهای عجیب او توجهی نمی کردیم. تصورم این بود که او بازی…
روزی که عاشق مهرانه شدم، از همسرم جدا شده بودم. او را با همه وجودم دوست داشتم به همین دلیل هم زندگی مشترکمان را دریک…
از همان دوران کودکی علاقه عجیبی به فوتبال داشتم، به همین خاطر هم در یک باشگاه فوتبال به همراه برادرم بازی می کردم و تا…
زنی که به دلیل باورهای نادرست خانوادهاش ازدواجی اشتباه داشت و حالا زندگیاش به نابودی کشیده شده است، با مراجعه به…
خیلی اشتباه کردم! آن قدر تحت تاثیر عواطف و احساسات درونی قرار داشتم که نصیحتهای دلسوزانه اطرافیانم را «حسادت»…
باورم نمی شد دختری را که مانند خواهرم دوست داشتم و حتی برای ازدواجم از او مشاوره می گرفتم این گونه مانند ماری وحشتناک…
بعد از ازدواج زندگی عاشقانه ای را آغاز کردم.همای سعادت بر شانه ام نشسته بود و خوشبختی را با همه وجودم احساس می کردم تا…