بخشش مستاجر جنایتکار پس از ۱۰ سال به شرط دریافت وجهالمصاله
مستاجری که با همدستی رفیقش صاحب گاراژ را مسموم کرد و او را به قتل رساند، پس از ۱۰ سال از وقوع جنایت با رضایت مشروط اولیای دم از طناب دار نجات یافت.
مستاجری که با همدستی رفیقش صاحب گاراژ را مسموم کرد و او را به قتل رساند، پس از ۱۰ سال از وقوع جنایت با رضایت مشروط اولیای دم از طناب دار نجات یافت.
به گزارش سایت جنایی، روزهای پایانی فروردین ماه ۱۳۹۵، مرد میانسالی که صاحب یک گاراژ در غرب تهران بود، از خانه خارج شد تا با مستاجر گاراژ صحبت کند، اما دیگر برنگشت. پس از آن تلفن همراهش خاموش شد و خانوادهاش هم هر چه گشتند ردی از او نیافتند. به همین دلیل پس از چندین روز جستجو موضوع را با طرح شکایتی به پلیس اطلاع دادند و برای یافتن پدر خانواده کمک خواستند.
مأموران مستاجر گاراژ را احضار کردند و مورد بازجویی قرار دادند. مرد مستاجر ابتدا انکار کرد اما بعداً گفت:«صاحب گاراژ آن روز آمد و با من صحبت کرد. قبلاً قرار بود گاراژ را به من بفروشد اما معاملهمان نشد. بعد صاحب گاراژ گفت میخواهد جایی برود و از من خواست ماشینش را به اکباتان ببرم و به یک خانم تحویل بدهم. من هم ماشین را بردم و در اکباتان گذاشتم تا زنگ بزنم که آن خانم بیاید و ماشین را ببرد.»
در ادامه بررسی صحت ادعای مرد مستاجر در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل کشف خودرو در اکباتان تناقض بزرگی را آشکار کرد. تصاویر نشان میداد مستاجر به همراه مرد دیگری ماشین را آنجا رها کردهاند و بعد هم کسی سراغ ماشین نیامده است. این تناقض باعث شد ماموران به گفتههای او مشکوک شوند.
به این ترتیب با تمرکز روی تناقضگوییهای مستاجر، او بازداشت شد. او که به متهم تبدیل شده بود سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: «من و رفیقم سابقه کلاهبرداری داشتیم. به او گفتم صاحب گاراژ قصد فروش دارد. قرار شد با هم سر او کلاه بگذاریم. او را به گاراژ دعوت کردیم، آبمیوه مسموم به او دادیم تا بیهوش شود. بعد دست و پایش را بستیم و اثر انگشت او را برای انتقال سند گرفتیم. رفیقم گفت اگر زنده بماند دردسر درست میکند، بهتر است بمیرد. وقتی سراغش رفتم تا او را بکشم دیدم به دلیل بستن دهان و بینیاش خفه شده است.»
مستاجر گاراژ در اعترافات در مورد دوست خود به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی گفت: «من و رفیقم از قبل در کارهای خلاف با هم بودیم و در کلاهبرداری همکاری داشتیم. روشهای مختلفی برای فریب مردم به کار میبردیم. مثلاً زنگ میزدیم به افراد مختلف و به آنها میگفتیم در مسابقه یا قرعهکشی برنده شدهاند. سپس تحت عنوان واریز جایزه، آنها را پای عابربانک میکشاندیم و با ترفندهای مختلف حساب بانکیشان را خالی میکردیم.»
وی ادامه داد: «در یکی از کلاهبرداریهای دیگر، برای یک پیرمرد دست چک گرفتیم و وقتی او مرد خودمان از دست چکش استفاده میکردیم. این کارها را بارها تکرار کرده بودیم و تجربه زیادی در این زمینه داشتیم.»
متهم در توضیح دقیق ماجرای مرگبار گفت:«وقتی فهمیدم صاحب گاراژ قصد فروش ملکش را دارد، موضوع را با رفیقم در میان گذاشتم. او پیشنهاد داد که این بار کلاهبرداری بزرگتری بکنیم. قرار شد صاحب گاراژ را به گاراژ دعوت کردم, با آبمیوه مسموم بیهوشش کردیم و دست و پایش را ببندیم و با گرفتن اثر انگشت از او، سند ششدانگ گاراژ را به صورت سه دانگ، سه دانگ به نام خودمان منتقل کردیم و بعد هم قبل از اینکه او را بکشم، فوت شده بود.»
در ادامه همدست مرد مستاجر هم بازداشت شد.
متهمان در بازجوییهای تکمیلی گفتند: «جسد را به بیابانهای ساوه بردیم و رها کردیم.»
جمع بندی اطلاعات بدست آمده نشان داد متهم اصلی، مستاجر است که مستقیماً باعث خفگی مقتول شده است.
در نهایت هر دو متهم در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند و متهم اصلی به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم شد و قضات همدستش را به ۲۵ سال حبس محکوم کردند. در ادامه روند رسیدگی حکم قصاص و حبس متهمان در دیوان عالی کشور تایید شد و پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد.
در جدیدترین اتفاق پرونده این قتل پس از ۱۰ سال از وقوع جنایت و برگزاری جلسات متعدد صلح و سازش در شعبه اول اجرای احکام که با تلاش دادیار روحانیزاده، دیروز پسر مقتول به نمایندگی اولیای دم رضایت مشروط خود را اعلام کرد و گفت: «اگر وجهالمصالحه کامل پرداخت شود، از قصاص قاتل پدر صرفنظر میکنیم.»
این پیشنهاد که روزنه امیدی برای متهم است تا زنده بماند. در حال حاضر قرار است پس از فراهم کردن مبلغ مورد نظر محکوم به قصاص از طنابدار نجات یابد. البته این پایان ماجرا نیست و پرونده از جنبه عمومی جرم همچنان در جریان است.