وصیت‌نامه‌ای که جان مرد همسرکش را نجات داد؛ گذشت اولیای دم در ۲۴ ساعت آخر

مردی که همسر ۳۰ ساله‌اش را در جریان مشاجره خانوادگی خفه کرده بود، پس از یک بار رفتن پای چوبه دار و دریافت مهلت، دومین باری که برای حکم قصاص آماده می‌شد وصیت‌نامه‌ای نوشت که اولیای دم با دیدن آن دست خط او را بخشیدند و از اجرای حکم قصاص نفس گذشت کردند.

وصیت‌نامه‌ای که جان مرد همسرکش را نجات داد؛ گذشت اولیای دم در ۲۴ ساعت آخر

مردی که همسر ۳۰ ساله‌اش را در جریان مشاجره خانوادگی خفه کرده بود، پس از یک بار رفتن پای چوبه دار و دریافت مهلت، دومین باری که برای حکم قصاص آماده می‌شد وصیت‌نامه‌ای نوشت که اولیای دم با دیدن آن دست خط او را بخشیدند و از اجرای حکم قصاص نفس گذشت کردند.

به گزارش سایت جنایی، رسیدگی به این پرونده از آذر سال ۱۳۹۵ کلید خورد. در آن زمان، مرد جوان وارد یکی از کلانتری‌های استان فارس شد و از ناپدید شدن مرموز همسر ۳۰ ساله خود خبر داد.

مرد با حالی پریشان در اظهارات اولیه خود گفت: صبح مثل همیشه از خانه خارج شدم و سر کار رفتم. همسرم به من گفته بود برای خرید قصد دارد به بازار برود. چند ساعت بعد هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتم، پاسخ نداد. نگران شدم و به خانه برگشتم، اما اثری از او نبود. تمام بیمارستان‌ها و خانه آشنایان را جست‌وجو کردم، ولی هیچ ردی از او نیافتم.

با ثبت این شکایت، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن ردی از زن جوان آغاز کردند. اما چند روز پس از شروع تحقیقات، پرونده وارد مسیر تازه‌ای شد‌. خانواده زن گمشده با مراجعه به اداره پلیس از دامادشان شکایت کردند. آن‌ها گفتند درست همان روزی که دخترشان ناپدید شد، پیامی نگران‌کننده برای خواهرش فرستاده بود. زن در آن پیام نوشته بود که با شوهرش درگیری شدیدی پیدا کرده و دیگر تحمل رفتارهای او را ندارد. او در پیام نوشته بود از مدت‌ها قبل قصد جدایی داشته، اما به خاطر پدرش و خانواده سکوت کرده و اکنون این تصمیم را عملی خواهد کرد.

همین پیامک کافی بود تا مرد جوان به عنوان مظنون اصلی ناپدید شدن همسرش با دستور قضایی بازداشت شود. با این حال، او در تمامی جلسات بازجویی منکر هرگونه اطلاعی از سرنوشت همسرش شد و ادعا کرد رابطه‌شان خوب بود. با وجود انکار او، کارآگاهان به مدارک قابل توجهی دست یافتند. بررسی‌های میدانی نشان داد او در روز حادثه با تاخیر بسیار زیادی سر کار حاضر شده و طبق گفته همکارانش، به شدت مضطرب و هراسان بود.

در نهایت مظنون پرونده ۸ ماه تمام در بازداشت ماند تا اینکه سرانجام قفل سکوتش را شکست و لب به اعتراف گشود. او در بازجویی‌ها گفت: فقط دو سال از ازدواجمان می‌گذشت که همسرم را کشتم.  اختلافاتمان هم از همان ماه‌های اول شروع شده بود. همسرم همیشه معترض بود و می‌گفت خانواده من در زندگی مشترکمان دخالت می‌کنند. آن روز صبح باز هم سر همین موضوع مشاجره کردیم. بحث بالا گرفت و همسرم با عصبانیت وسایلش را جمع کرد و گفت دیگر حاضر نیست با من زندگی کند و می‌خواهد طلاق بگیرد. مانع رفتنش شدم، اما او شروع به فریاد زدن کرد. برای اینکه صدایش به گوش همسایه‌ها نرسد، دستم را روی دهانش گذاشتم و فشار دادم. وقتی به خودم آمدم، دیدم نفس نمی‌کشد. شوکه شده بودم و چند ساعت در کنار پیکر بی‌جانش نشستم.

او درباره پنهان کردن جسد ادامه داد: هوا که تاریک شد، جسد همسرم را داخل صندوق عقب ماشین گذاشتم و به بیابان‌های اطراف شهر بردم و رها کردم. بعد از آن برای اینکه کسی به من شک نکند، سناریوی گم‌شدن را طراحی کردم و مدام نقش شوهری نگران را بازی می‌کردم.

با اعترافات متهم و کشف بقایای جسد و تکمیل تحقیقات و پس از درخواست اولیای دم برای قصاص پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان فارس ارسال شد. قضات دادگاه پس از بررسی شواهد و تقاضای اولیای دم، حکم قصاص صادر کردند و در دیوان عالی کشور  تایید شد تا پرونده به مرحله اجرای احکام برسد. زمانی که مرد جوان پای چوبه دار رفت و طناب به گردنش افتاد، با التماس و خواهش توانست از پدر و مادر همسرش مهلت بگیرد.

با پایان یافتن مهلت، بار دیگر شمارش معکوس برای اجرای حکم این مرد همسرکش آغاز شد و قرار بود او برای دومین بار پای چوبه دار برود.

این محکوم به قصاص که می‌دانست این‌بار دیگر امیدی به نجات نیست و به آخر خط زندگی رسیده است، در سلول انفرادی کاغذ و قلم خواست تا وصیت‌نامه‌اش را بنویسید. او در این نامه با لحنی پشیمان نوشت: «می‌دانم خطای بزرگی مرتکب شده‌ام و سزاوار مرگم، اما تمنا دارم بلافاصله پس از اجرای حکم اعدام، تمام اعضای بدنم را به بیماران نیازمند اهدا کنند. زمان طلایی پیوند اعضا محدود است و اجازه ندهید اعضای بدنم با من زیر خاک برود؛ بگذارید مرگم جان چند انسان دیگر را نجات دهد.»

این دست‌نوشته قبل از اجرای حکم به دست قاضی اجرای احکام و سپس خانواده مقتول رسید. پدر و مادر زن کشته شده که سال‌ها با داغ دخترشان زندگی می‌کردند، با خواندن این وصیت‌نامه تحت تاثیر قرار گرفتند. آن‌ها دیدند مردی که جان فرزندشان را گرفته بود، اکنون در آستانه مرگ به فکر نجات جان دیگران افتاده است.

همین کافی بود تا در آخرین لحظات و ۲۴ ساعت قبل از اجرای حکم، اولیای دم اعلام گذشت کنند. به این ترتیب، محکوم به مرگ به خاطر تصمیمی که برای اهدای زندگی به دیگران گرفته بود، از مجازات مرگ نجات یافت و قرار است به زودی پس از گذشت یک دهه حبس، از زندان آزاد شود.

نظرات کاربران

آخرین اخبار
پربازدید ترین‌ها