اگر در آن مهمانی شوم قدم نگذاشته بودم اکنون به جرم سرقت در پشت میلههای بازداشتگاه نبودم ...
او فقط نقش یک عاشق دلباخته را بازی میکرد و من در حالی بازیچه هوسرانیهای او در یک عشق سیاه پوشالی شدم که وعدههای…
کودکی خردسال بودم که پدرم بر اثر ابتلا به بیماری از دنیا رفت و مادرم به سختی من و برادر کوچک ترم را بزرگ کرد. به همین…
روزی که با اولین دسترنج خودم گوشی هوشمند خریدم، انگار دنیا را در میان دستانم گرفته بودم. از شدت خوشحالی و ذوق زدگی،…
بیشتر از یک هفته است که خواهر۱۹ سالهام خانه را ترک کرده و هیچ اطلاعی از او نداریم اما ...
بعد از ۵ سال انتظار و درمانهای پی درپی نازایی بالاخره من در یک خانواده تحصیل کرده به دنیا آمدم. پدرم نیز در همین…
پدر ما گم نشده است و در بیمارستان روانپزشکی مشهد تحت درمان قراردارد اما اکنون زن پدرم که یک تبعه خارجی است و با…
۲۱ ساله بودم که برای درمان سرماخوردگی به یکی از بیمارستان های مشهد رفتم. آن روز متوجه نگاههای جوانی شدم که به عنوان…
وقتی دختران شوهرم فهمیدند که من باردار شدهام، او را پنهان کردند و حالا مدعی هستند که پدرشان بیماری روانی دارد و من هم…
۱۶ سال بیشتر ندارم و در مقطع دبیرستان تحصیل میکنم اما تا الان زندگی گرم و خوشی را کنار خانواده تجربه نکردم. از وقتی…