پدرم به دلیل اعتیاد شدیدی که به مواد مخدر دارد بیشتر اوقات درخانه به سر می برد و پای پیک نیک تریاک میکشد و هر وقت که…
با آنکه در دوران ارتباطات غیراخلاقی، مدام تهمتهای ناروا را تحمل میکردم، ولی گویی طوری طلسم شده بودم که به نصیحتهای…
از حدود ۴ ماه قبل وقتی با «پیمان» آشنا شدم، گویی زندگیام رنگ و بویی دیگر گرفت . حالا دیگر دوستانم را فراموش کرده بودم…
از همان دوران کودکی به دخترخاله ام علاقه مند بودم به طوری که در بازی های کودکانه معروف به «خاله بازی»همواره من داماد و…
در یک خانواده پرجمعیت و در یکی از شهرک های حاشیه مشهد به دنیا آمدم. با آن که ته تغاری خانواده بودم ولی احساس می کردم…
فرزند آخر یک خانواده ۷ نفره هستم .پدرم فروشگاه موادپروتئینی دارد و به همراه مادرم در مغازه کارمیکنند تا هزینه های…
روزی که در دانشگاه عاشق«ستاره» شدم هیچ گاه فکر نمیکردم که روزی به چنین فلاکتی میافتم و در مسیر تباهی و نابودی قرارمی …
آن قدر به «عماد» وابسته شدم که حتی نمیتوانستم لحظهای دوری او را تحمل کنم. عاشقانه او را دوست داشتم و در رویاهایم…
اگرچه از همسرم به اتهام ترک منزل شکایت کردهام اما خوب میدانم که این جا دیگر پایان خط زندگی مشترکمان است و من هیچگاه…
وقتی همه خواهرانم ازدواج کردند، زمزمه های خواستگاری از من در خانه پیچید. طولی نکشید که پسرهمسایه در قلبم جای گرفت و…