۱۸سال قبل بود که عاشقانه پای سفره عقد نشستم و در یکی از روستاهای اطراف اسفراین با «فتح ا...» ازدواج کردم. او از بستگان…
روزی که از همسرم به خاطر ناسازگاریهای اخلاقی طلاق گرفتم، هیچ گاه تصور نمیکردم این جدایی ناشیانه به چنین فرجامی برسد…
پدرم همواره مرا نصیحت میکرد که فریب چربزبانیهای دیگران و تعریف و تمجیدهای بیاساس را نخورم؛ اما هیچ وقت نگفت که…
دخترم بعد از طلاق، دچار آسیبهای روحی و روانی شدیدی شد به طوری که پاسخ فرزندانش را با پرخاشگری میداد و توجهی به…
وقتی سرمایهام را از دست دادم و آن روزهای شیرین گذشت، به پیشنهاد یکی از دوستان قدیمیام به مصرف موادمخدر صنعتی آلوده…
وقتی با همسر اولم ازدواج کردم ۱۸سال بیشتر نداشتم. با آنکه از اتباع کشور افغانستان بودیم اما در ایران ادامه تحصیل دادم…
از همان دوران کودکی بسیار پر شروشور و نازپرورده مادرم بودم به گونهای که مادرم بر خطاهایم سرپوش میگذاشت و از لوس…
هیچ گاه ازخانوادهام دل خوشی نداشتم چرا که بعد از طلاق پدر و مادرم همواره احساس حقارت میکردم. فرزند طلاق بودم و…
روزی که عاشق «فریده» شدم ۱۸سال بیشتر نداشتم. با آنکه او ۱۰ سال از من بزرگتر بود اما من سن وسال را فقط یک «عدد»…
زمانی که دوران نوجوانی را می گذراندم ،اطرافیانم مرا پسری مودب و سربه زیر می شناختند که به همه عشق می ورزیدم و مهربانی…