اصول کلیدی برای کنترل احساسات در زمان بحران
یک روانشناس با اشاره به سه اصل کلیدی خودآگاهی، پذیرش و پشتوانه در روانشناسی بحران اظهار کرد: رعایت این اصول میتواند به بهبود کنترل احساسات کمک کند.
یک روانشناس با اشاره به سه اصل کلیدی خودآگاهی، پذیرش و پشتوانه در روانشناسی بحران اظهار کرد: رعایت این اصول میتواند به بهبود کنترل احساسات کمک کند.
به گزارش ایسنا، محمدصادق حیدری، روانشناس و پژوهشگر در سومین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی «در میدان» با عنوان «کنترل ترس و استرس در بحران» که ۱۸ اسفندماه به همت جهاددانشگاهی قم با همکاری بسیج اساتید استان قم برگزار شد، با اشاره به حسی در انسان با عنوان «تهدید کم شدت مداوم» گفت: این حالت زمانی در انسان پدید میآید که احتمال آسیب پایین است، اما مغز ما خود را در حالت آمادهباش قرار میدهد و این باعث میشود که سطح هورمون کورتیزول شما که هورمون استرس است، بالا برود و به سبب آن، بدن انسان وارد حالتی تحت عنوان «جنگ یا گریز» میشود.
وی افزود: در حالت عادی ترشح هورمون کورتیزول برای بقا و سلامتی آدمی مهم است و زمانی ترشح مداوم آن خطرناک میشود که مداوم بوده و همواره انسان در حالت جنگ یا گریز باشد. تداوم ترشح آن باعث بهوجود آمدن برخی اختلالات در جسم و حتی روح انسان میشود.
این روانشناس اظهار کرد: برای مغز انفجار واقعی و هشدار مکرر فرقی ندارد. زمانی که شما دچار یک حادثهای مثل یک انفجار در نزدیکی محل زندگیتان میشوید یا بدون وقفه خبرهای جنگ را میشنوید، مغز شما در هر دو این حالتها یک اتفاق واحد را رقم میزند. قاعده مغز «بقا» است و در اینجاست که احتمال ارزش بیشتری از آمار خواهد داشت.
حیدری با اشاره به بخشی از مغز انسان که به منطق او کمک میکند، افزود: لوب پیشانی، بخش کنترل منطق ماست. این بخش، بخش اراده و وظیفه آرامسازی دارد و ثانیا اعتبارسنجی نیز انجام میدهد. پس باید همواره به بخشهای مختلف مغز و کارکرد آنها توجه کنیم، چراکه عدم توجه به این بخشها باعث تنبلی ذهن و به تبع، عدم تمرکز را در پی دارد.
عوامل آرامش در شرایط بحران
وی عدم دنبال کردن اخباری که باعث تنش و درگیری ذهن میشود را عامل مهم متمرکز شدن و آرامش قلمداد کرد و گفت: اگر واقعا به فکر سلامت و روان خودتان هستید، خودتان از دنیای رنگارنگ اخبار دور کنید. مطمئن باشید، با این کار، هیچ چیز مهمی را از دست نخواهید داد.
حیدری ترس را یک حس عادی در افراد برشمرد و بیان کرد: احساس ترس ما ضعف ما نیست بلکه نشانهای از فعال بودن سیستم دفاعی طبیعی بدن ماست، اما اگر همین واکنش بخواهد ادامهدار باشد، میتواند به بیخوابی، اختلال تمرکز و حتی دردهای جسمی منجر شود. وظیفه ما این است که بتوانیم دامنه و زمان این پاسخ هیجانی را مدیریت کنیم تا زندگیمان متوقف نشود.
وی مشاوره گرفتن و درمان حرفهای ترسهای مداوم را راهکاری برای سلامت روان دانست و گفت: مقاومت در برابر مشاوره گرفتن از افراد دانا و خبره در این امر، مایه مباهات فرد است و اینطور نیست که بابت آن شرمسار شود بلکه با این کار، به سلامت خود کمک شایانی کرده است.
نسبت به مشاوره مقاومت نکنیم
این روانشناس بالینی تأکید کرد: همچنین کسی نمیتواند، فرد دیگری بابت ترسی که در وجودش نهفته است، سرزنش کند، چراکه ممکن است او با این ترس بزرگ شده و هیچگاه به دنبال رفع آن نرفته باشد. اینجا اهمیت موضوع عیان میشود که باید نسبت به مشاوره گرفتن، درمان برخی اختلالات نیز مقاومت نکنیم.
وی عامل ناخودآگاه دیگر را فکر و احساساتی دانست که بدون اراده به ذهن انسان خطور میکنند و ادامه داد: اینکه برخی افکاری که بعضا بد هستند، به ذهن انسان متبادر میشوند، دلیل بر بد بودن نیست و تنها گامی که انسان در این لحظه باید بردارد، کنترل رفتار و واکنش خویش است.
حیدری با اشاره به نقش قلب در کنترل اضطراب گفت: در مواقعی که بدن در حالت استرس و اضطراب قرار دارد، قلب ما باید فشار و گردش خون را طوری تنظیم کند که گردش خون در اندامهای دور مانند دستها و پاها بیشتر باشد، چراکه این اندامها هستند که برای تعقیب و گریز نقشآفرینی میکنند.
وی ادامه داد: این یک واکنش طبیعی بدن است، اما زمانی خطرناک میشود که متداوم بوده و از حالت استرس خارج نشود. برای رفع این حالت میبایست به متخصص کار رجوع کرد. این واکنشها از فردی به فردی دیگر متفاوت است و نمیتوان یک مقیاس واحد برای اندازهگیری حالات و یک نسخه ثابت برای درمان آنها داد، چراکه شرایط افراد با یکدیگر متفاوت است.
سه اصل روانشناسی بحران
این روانشناس با اشاره به سه اصل کلیدی در روانشناسی بحران تأکید کرد: رعایت این اصول میتواند به بهبود کنترل احساسات کمک کند. اولین اصل، خودآگاهی یا شناخت است. این مفهوم به ما کمک میکند تا متوجه شویم که چگونه واکنشهای منفی ما بر روی بدن و روانمان تأثیر میگذارند و چه نقشی در شکلگیری احساسات ما دارند.
حیدری به اصل دوم که «پذیرش» نام دارد، پرداخت و اظهار کرد: پذیرش واقعیتهای درونی، بهویژه ترس و استرس، به ما اجازه میدهد تا آنها را مدیریت کنیم. پذیرش اینکه ترس بخشی طبیعی از وجود انسان است، نشانهای از زندگی و هویت انسانی است، نه ضعف. درواقع، نشان دادن این احساسات، نه نشانهای از شکست، بلکه نشانهای از وجود و حضور در زندگی است.
وی در پایان به اصل سوم اشاره کرد و گفت: اصل سوم «داشتن پشتوانه» نام دارد. در شرایط بحرانی و دشوار، مهم است که افرادی را در دل خود داشته باشیم که بتوانیم با آنها در ارتباط باشیم. این پشتوانهها میتوانند به ما کمک کنند تا در لحظات حساس، به آنها مراجعه کنیم یا در صورت نیاز، درخواست کمک کنیم.