بخشش قاتل مرد نمایشنامهنویس با شرط کاشت ۱۰۰ درخت
مرد خدمتکاری که نویسنده میانسال را به خاطر نیاز مالی برای درمان همسرش به قتل رساند و جسدش را در بیابان دفن کرد، پس از یک بار ایستادن پای چوبه دار، با رضایت مشروط اولیای دم از قصاص نجات یافت.
مرد خدمتکاری که نویسنده میانسال را به خاطر نیاز مالی برای درمان همسرش به قتل رساند و جسدش را در بیابان دفن کرد، پس از یک بار ایستادن پای چوبه دار، با رضایت مشروط اولیای دم از قصاص نجات یافت.
به گزارش سایت جنایی، اواخر خرداد سال ۱۴۰۰، مرد میانسالی با چهرهای نگران وارد کلانتری در یکی از شهرهای مرکزی کشور شد و خود را موکل مردی معرفی کرد که از مدتی قبل ناپدید شده بود. مرد وکیل گفت: «موکلم نویسنده و نمایشنامهنویس میانسالی به نام هاشم است. پس از فوت همسرش و مهاجرت فرزندانش که برای تحصیل به خارج از کشور رفتهاند، به تنهایی زندگی میکرد. چند روزی بود که خبری از او نداشتم و اول فکر کردم بدون اینکه به من بگوید برای دیدن فرزندانش به خارج رفته، اما دیروز یکی فرزندانش با من تماس گرفت و گفت که از پدرشان بیخبرند و همین موضوع باعث شده بسیار نگران باشند.»
این مرد همچنین اعلام کرد پس از تماس فرزندان موکلش برای پیدا کردن ردی از او و اطلاع از حالش تلاش کرده اما باز هم بینتیجه بوده و برای همین تصمیم به شکایت گرفته است.
با ثبت شکایت وکیل پایه یک دادگستری، تحقیقات فوری برای یافتن مرد نویسنده آغاز شد. در اولین مرحله از تحقیقات استعلامات نشان داد هاشم از کشور خارج نشده است، همچنین در ادامه تحقیقات با استعلام از مراکز درمانی مشخص شد هیچ سابقهای از بستری شدن او در مراکز درمانی وجود ندارد. بنابراین کارآگاهان به خانه هاشم رفتند و با خانهای روبرو شدند که ظاهراً عادی بود، اما رد روی دیوارها از نبود تابلوفرشهای دیواری خبر میداد. همچنین وکیل هاشم پس از حضور در خانه از نبود چند تخته فرش گرانقیمت خبر داد. همچنین فرزندان او گفتند که او معمولاً دلارها و طلاهایی را در خانه نگه میداشتکه بررسیها و صورتجلسه اموال موجود در خانه نشان میداد که از خانه سرقت شده است.
تحقیقات به سرعت مرد خدمتکاری به نام همایون را در مظان اتهام قرار داد، چون او تنها کسی بود که مرتب به خانه هاشم رفتوآمد داشت و پس از ناپدید شدن او، تحقیقات محلی نشان میداد همایون هم به محل کارش نرفته و کسی او را ندیده بود. بنابراین دستور بازداشت او صادر اما معلوم شد او مدتی قبل شبانه محل زندگیاش را ترک کرد. این فرار، احتمال دست داشتن او در ماجرای سرقت از خانه صاحبکارش را که به نظر میرسید با جنایتی همراه بوده است، بسیار قوی کرد. پس از آن تحقیقات ادامه یافت و سرانجام کارآگاهان موفق به دستگیری همایون شدند.
همایون ابتدا سعی کرد جنایت را به افراد ناشناس نسبت دهد، اما در نهایت لب به اعتراف گشود و گفت: «همسرم بیمار بود و هزینه درمانش بسیار سنگین بود. من در خانه هاشم کار میکردم و متوجه شدم او وضع مالی خوبی دارد. او گاهی داستان مینوشت و در اینستاگرام یا وبلاگش منتشر میکرد و گاهی هم نمایشنامه برای تئاتر مینوشت. چند باری مشکلاتم را به او گفتم و او کمک کرد. هرچند کمکهای او موثر بود، ولی به خاطر نیاز شدید مالی کمکها برای من کافی نبود. پس از مدتی به فکر سرقت از خانهاش افتادم.»
متهم ادامه داد: «شب حادثه وقتی او خواب بود به سراغ گاوصندوق رفتم چون چند بار که آن را باز کرده بود دیده بودم اموال ارزشمندی در آن وجود دارد و دفعات آخر به رمز آن دقت کرده بودم. اما ناگهان حمید را در چارچوب در دیدم که مرا نگاه میکرد،گ. دیگر نمیتوانستم عقبنشینی کنم و با هم درگیر شدیم. چون او از دستم عصبانی شده بود. او را خفه کردم، جسد را داخل پتویی پیچیدم و به بیابانهای اطراف بردم و دفن کردم. بعد هم مقداری از وسایل خانه را سرقت کردم و چون او تنها زندگی میکرد و فرزندانش خارج بودند، فکر نمیکردم کسی پیگیر ناپدید شدن او شود.»
با اعترافات همایون و بازسازی صحنه جنایت و دیگر مراحل تحقیق از جمله کشف جسد پرونده تکمیل شد. در آن هنگام بود که همایون پای میز محاکمه رفت و دپایلن به قصاص نفس محکوم شد. در ادامه روند رسیدگی به پرونده حکم قصاص در دیوان عالی کشور تایید شد و حتی همایون یک بار پای چوبه دار رفت، اما اجرا نشد تا او زنده بماند.
وکیل میانسال که وکالت فرزندان مقتول را هم برعهده دارد گفت: طی آخرین صحبتهایی که با موکلانم داشتم آنها گفتند از درخواست قصاص چشمپوشی کردهاند. آنها بیان کردند در مدتی که همایون خدمتکار پدرشان بوده، پدرشان واقعا از او راضی بوده و کارهای هاشم را به تنهایی انجام داده است. رضایت پدرشان قبل از مرگ و از طرفی نیاز مالی محکوم به قصاص به خاطر درمان همسرش باعث شد که آنها از قصاص گذشت کنند، اما برای بخشش دو شرط بیان کرده اند.
وکیل پایه یک دادگستری در ادامه گفت: موکلانم از قاتل میخواهند تا 100 اصله نهال به یاد و نام پدرشان در مناطقی که درختها قطع شده و خاک آنجا رو به فرسودگی است با هماهنگی سازمانهای مربوطه بکارد. همچنین در روز پدر و سالگرد مرگ پدرشان نیز به مناطق محروم و دور افتاده برود و به یاد هاشم، برای او نذر دهد.
همایون این شروط را پذیرفت. با پذیرش مرد جوان، پرونده برای صدور حکم از جنبه عمومی به ارجاع شد تا مرد جوان برای بار دوم در جایگاه ویژه متهمان قرار گیرد، البته با توجه به مدتی که همایون در زندان بوده، رسیدگی به پرونده از جنبه عمومی جرم صرفا جهت روند قانونی است و احتمالاً او به زودی آغاز خواهد شد.