مادر مقتول برای نجات برادرش از قصاص، قاتل پسرش را بخشید
زنی که حدود ۱۰ سال قبل پسر جوانش را پس از یک درگیری در پارکی از دست داده و سالها بر اجرای حکم قصاص قاتل اصرار کرده بود، پس از آنکه برادرش در یک دورهمی مرتکب قتل شد، از قصاص قاتل فرزندش، گذشت کرد تا شاید این تصمیم به نجات جان برادرش منجر شود.
زنی که حدود ۱۰ سال قبل پسر جوانش را پس از یک درگیری در پارکی از دست داده و سالها بر اجرای حکم قصاص قاتل اصرار کرده بود، پس از آنکه برادرش در یک دورهمی مرتکب قتل شد، از قصاص قاتل فرزندش، گذشت کرد تا شاید این تصمیم به نجات جان برادرش منجر شود.
به گزارش سایت جنایی، این دو پرونده ربط مستقیمی به هم ندارند و نقطه مشترک هر دو پرونده یک زن است. زنی که در یکی از پروندهها مادر پسری است که ۱۰ سال قبل به قتل رسیده و در پرونده دیگر، برادر مردی است که در یک دورهمی دست به قتل زد و به قصاص محکوم شد.
ماجرای این پرونده به حدود ۱۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که جوانی به نام آرش همراه چند نفر از دوستانش برای هواخوری به پارکی در یکی از شهرهای استان فارس رفته بود. پارک شلوغ بود و گروههای مختلفی برای تفریح در آنجا حضور داشتند. در گوشهای از پارک هم چند جوان بساط جوجهکباب راه انداخته بودند و مشغول تفریح بودند.
در همهمه پارک بین آرش و دوستانش با گروه دیگری که در پارک حضور داشتند به خاطر سر و صدا درگیری لفظی شکل گرفت. مراحل اولیه تحقیقات پس از رسیدن خبر درگیری خونین به پلیس حکایت از آن داشت که آرش و دوستانش از گروه دیگری جوانان حاضر در پارک خواسته بودند آرامتر باشند و مزاحم دیگران نشوند. همین اعتراض باعث بالا گرفت جر و بحث بین دو گروه از جوانان شد که در ادامه مشاجره شکل فیزیکی گرفت.
در جریان این درگیری، یکی از جوانان با چاقو به سمت آرش حمله کرد و چند ضربه به او زد. دوستان آرش با رساندن او به بیمارستان تلاش کردند او را نجات دهند، اما شدت جراحات به حدی بود که جوان مجروح در همان محل درگیری جان باخته بود. به این ترتیب پس از حضور ماموران پلیس، تحقیقات برای شناسایی عامل جنایت آغاز شد و متهم مدتی بعد شناسایی و دستگیر شد.
جوان مظنون پس از بازداشت به قتل اعتراف کرد و گفت: «آن روز وقتی با اعتراض آرش و دوستانش روبهرو شدم، نتوانستم خشمم را کنترل کنم و ناخواسته وارد درگیری شدم که منجر به قتل شده است». این متهم که سعید نام دارد، با شروع رسیدگی قضایی روانه زندان شد و پس از تکمیل تحقیقات پرونده در دادگاه کیفری استان فارس مورد رسیدگی قرار گرفت. در نهایت حکم قصاص سعید صادر و پس از طی مراحل قانونی تایید شد تا او در آستانه اجرای حکم قرار گیرد.
در تمام این سالها، اولیای دم یعنی پدر و مادر آرش، بر اجرای حکم قصاص فرزندشان اصرار داشتند. در این بین هم مادر مقتول بیش از همه خواهان مجازات قاتل فرزندش بود و حاضر نبود از حق قانونی خود گذشت کند. از طرفی سعید که میدانست تنها راه نجاتش از قصاص جلب رضایت خانواده آرش است، بارها از اولیای دم درخواست بخشش کرد، اما تلاشهای او و خانوادهاش نتیجهای نداشت.
به این ترتیب قاتل آرش پس از قطعی شدن حکم مجازات خود سه مرتبه برای اجرای حکم پای چوبهدار رفت. نخستین بار، زمانی که مقدمات اجرای قصاص فراهم شده بود، حال سعید در پای چوبهدار بههم خورد و از هوش رفت. در همان زمان اولیای دم با دیدن وضعیت او مهلتی دادند تا اجرای حکم به زمان دیگری موکول شود.
بار دوم، خانواده مقتول برای اجرای حکم در محل حاضر نشدند و اجرای قصاص به زمان دیگری موکول شد. سومین بار هم سعید در حالی که بهشدت گریه میکرد، از اولیای دم درخواست مهلت کرد. او از خانواده آرش خواست فرصت دیگری برای زندگی به او بدهند و التماسهایش سرانجام نتیجه داد؛ بنابراین در واپسین لحظات، اولیای دم بار دیگر برای اجرای حکم مهلت دادند.
با وجود این اتفاقها، قرار بود سعید برای چهارمین بار پای چوبهدار برود و خانواده مقتول همچنان در تصمیم خود مردد نبودند و مادر آرش بیشتر از بقیه بر اجرای حکم اصرار داشت، اما حادثهای غیر منتظره در زندگی این زن رخ داد که سرنوشت قاتل فرزندش را تغییر داد.
در حالی که مادر آرش که بدون تردید، اصرار داشت قاتل پسرش قصاص شود، با حادثه هولناک دیگری روبهرو شد. برادرش که حسین نام دارد برای تماشای مسابقات فوتبال جام جهانی به خانه یکی از دوستانش رفته بود، اما دورهمی فوتبالی او به جنایت ختم شد.
آن روز حسین و یکی از افراد حاضر در این دورهمی، شوخی و کلکل فوتبالی را شروع کردند، اما این شوخیها ناگهان جدی شد و درگیری بالا گرفت. در جریان این اتفاقات، حسین با چاقو به یکی از افراد حاضر حمله کرد و او را به قتل رساند.
به این ترتیب، حسین به اتهام قتل دستگیر و روانه زندان شد. اتفاقی که برای مادر آرش شرایطی عجیب و دردناک ایجاد کرد؛ از یک سو سعید، قاتل پسرش، پس از سالها در آستانه اجرای حکم قصاص قرار داشت و از سوی دیگر، برادرش، حسین، مرتکب جنایت شده و در انتظار تصمیم خانواده مقتول پرونده خودش بود.
مادر آرش که حدود ۱۰ سال داغ فرزندش را بر دل داشت و سالها بر قصاص قاتل او تأکید میکرد، حالا خودش برای نجات جان برادرش و رهایی همخونش از قصاص به تکاپو افتاده بود. این زن پس از اینکه برادرش مرتکب قتل شد، تصمیمی گرفت که مسیر پرونده قاتل پسرش را هم تغییر داد.
او نذر کرد اگر خانواده مقتول پرونده برادرش از قصاص حسین بگذرند، خودش هم قاتل فرزندش را ببخشد و از اجرای حکم قصاص سعید صرفنظر کند.
این زن که سه بار قاتل پسرش پای چوبهدار برده بود که دوبار را با چشمان خود دیده بود، سرانجام از قصاص سعید گذشت. به این ترتیب، تصمیم او برای بخشش قاتل پسرش، راه نجاتی برای برادرش باز کرد و سعید پس از گذشت ۱۰ سال از زندان آزاد شد.
پس از این بخشش، خبر تصمیم مادر آرش به اولیای دم پرونده برادرش رسید. شرایط این بار برای زن میانسال کاملاً متفاوت بود؛ او که سالها در جایگاه مادر مقتول خواهان قصاص قاتل فرزندش بود، حالا در جایگاه خواهر قاتل قرار گرفته بود و برای نجات برادرش باید از خانواده مقتول درخواست بخشش میکرد.
مادر آرش برای نجات برادرش حسین سراغ خانواده مقتول پرونده او رفت و از آنها خواست به برادرش فرصت زندگی دوباره بدهند. او که خود تجربه سالها انتظار برای اجرای قصاص را داشت، این بار برای رهایی برادرش از مجازات مرگ، از خانواده مقتول درخواست رضایت کرد.
سرانجام تلاشها و التماسهای این زن نتیجه داد و خانواده مقتول پرونده برادرش هم با بخشش حسین موافقت کردند، اما رضایت نهایی آنها مشروط به پرداخت دیه است.
به این ترتیب، حسین هم در یک قدمی رهایی از مجازات مرگ قرار گرفته است و سرنوشت او به پرداخت دیه و تکمیل روند قانونی رضایت گره خورده است.