اعترافات تکان‌دهنده رامتین درباره قتل ۵ عضو خانواده‌اش در پونک؛ خانواده‌ام مرا تحت فشار می‌گذاشتند

رامتین که در پرونده قتل پنج عضو خانواده‌اش در پونک به عنوان طراح و مجری جنایت‌ها دستگیر شده است، در اعترافاتش جزئیات تازه‌ای از نحوه قتل مادر، دو خواهر و دو برادرش را بازگو کرد.

اعترافات تکان‌دهنده رامتین درباره قتل ۵ عضو خانواده‌اش در پونک؛  خانواده‌ام مرا تحت فشار می‌گذاشتند

رامتین که در پرونده قتل پنج عضو خانواده‌اش در پونک به عنوان طراح و مجری جنایت‌ها دستگیر شده است، در اعترافاتش جزئیات تازه‌ای از نحوه قتل مادر، دو خواهر و دو برادرش را بازگو کرد و گفت با سندسازی، وکالت‌های جعلی، ارسال نامه به دادسرا و حتی درخواست طلاق از طرف محمدرضا برای پنهان ماندن راز جنایت، تلاش کرده است. او گفت اگر بازپرس جنایی به نامه‌های ارسالی اکتفا می‌کرد و تحقیقات بیشتری انجام نمی‌داد، راز این قتل‌ها هرگز فاش نمی‌شد.

به گزارش سایت جنایی، در حالی که کشف اجساد پنج عضو یک خانواده از دو چاه ۲۵ متری در پارکینگ خانه پدری در پونک، راز جنایتی دو ساله را فاش کرده است، رامتین، متهم اصلی پرونده، در جریان تحقیقات به تشریح نقشه خود برای قتل اعضای خانواده و مخفی کردن اجساد پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

*خودت را معرفی کن و درباره شرایط زندگی‌ات بگو.

رامتین هستم، مجردم و در کار خرید و فروش خودرو و به طور کلی واسطه‌گری فعالیت می‌کردم.

*اختلاف تو با اعضای خانواده از چه زمانی شروع شد؟

سال ۱۴۰۱ که پدرم فوت کرد.

*فوت پدرت چه تاثیری داشت؟

بعد از فوت پدرم، خواهر و برادرهایم چون می‌دیدند من آدم سر به راهی نیستم، پول ارثم را به من نمی‌دادند.

*با توجه به اینکه پدرت ثروت زیادی داشت، وضعیت زندگی خودت چطور بود؟

با اینکه ثروت پدرم خیلی زیاد بود، من در اتاقکی در پارکینگ خانه پدری زندگی می‌کردم و اعضای خانواده هم به من فشار وارد می‌کردند

*اعضای خانواده‌ات چه فشاری به تو وارد می‌کردند؟

افراد کشته‌شده خانواده مادرم را تحت فشار می‌گذاشتند تا اموالم را واگذار کنم. حتی بعد از فوت پدرم من را بیرون کردند و مدتی در پارک زندگی می‌کردم. حدود یک سال هم در انباری آنجا زندگی کردم و خانواده‌ام همچنان به من فشار می‌آوردند.

*چه شد که تصمیم به قتل اعضای خانواده گرفتی؟

چاره‌ای نداشتم. در یک روز چهار نفر از اعضای خانواده‌ام را به قتل رساندم.

*اولین قربانیان چه کسانی بودند و چگونه آنها را به قتل رساندی؟

یکی از خواهران و یک برادرم را جداگانه سوار ماشین کردم و با اسلحه به قتل رساندم.

*بعد از قتل آنها با اجساد چه کردی؟

اجساد را به اتاق محل سکونتم بردم و بعد از آن به طبقه محل سکونت مادرم رفتم.

*مادرت و خواهر دیگرت چگونه به قتل رسیدند؟

مادرم و خواهر دیگرم را با روسری خفه کردم.

*بعد از قتل چهار عضو خانواده، برای اینکه کسی به ماجرا شک نکند چه گفتی؟

به دیگران گفته بودم به مسافرت خارج از کشور رفته‌اند.

*چرا محمدرضا را دیرتر کشتی؟

محمدرضا به ماجرا مشکوک و پیگیر موضوع شد.

*وقتی محمدرضا پیگیر سرنوشت اعضای خانواده شد، چه اتفاقی افتاد؟

من اجساد را به او نشان دادم و او با دیدن جسدها شوکه شد.

*چرا محمدرضا را هم به قتل رساندی؟

او می‌خواست ماجرا را لو بدهد، اما من اجازه ندادم.

*چرا اجساد چهار نفر را در یک چاه و جسد محمدرضا را در چاه دیگری دفن کردی؟

قبل از اینکه محمدرضا را به قتل برسانم، مقنی آورده بودم  و یک چاه حفاری کرده و اجساد را داخل آن انداخته بودم.

*چاه دوم چه زمانی حفر شد؟

زمانی که دیدم محمدرضا می‌خواهد ماجرا را لو دهد و او را کشتم، مقنی آوردم تا چاه دیگری بکند و جسد او را در چاه دوم انداختم.

*برای پنهان کردن سرنوشت اعضای خانواده فقط به دفن اجساد در چاه‌ها اکتفا کردید؟

نه، با سند سازی و وکالت‌های جعلی که درست کرده بودیم، مقدار زیادی از اموال را فروختیم و آنها را تبدیل به طلا و سکه کردیم.

*طلا و سکه‌ها را کجا نگهداری می‌کردید؟

گاوصندوق بزرگی را در دیوار درست کرده بودیم و اموال را در آنجا نگهداری می‌کردیم.

*نامه‌هایی که به دادسرا ارسال می‌شد و همچنین درخواست طلاق محمدرضا را چه کسی تنظیم کرده بود؟

من این کار را انجام دادم.

*چرا؟

چون همسر محمدرضا موی دماغ شده بود. او تنها کسی بود که باورش نشد خانواده‌ام و محمدرضا به خارج از کشور رفته‌اند و شکایت کرده بود.

*چرا می‌خواستی همسر محمدرضا را از پیگیری پرونده منصرف کنید؟

اگر او شکایتش را پیگیری می‌کرد، ماجرای ناپدید شدن اعضای خانواده‌ام هم لو می‌رفت، که همین اتفاق هم افتاد.

*درخواست طلاق چه نقشی در نقشه شما داشت؟

اگر محمدرضا همسرش را طلاق می‌داد، دیگر همسر او در پرونده سمتی نداشت که بخواهد پیگیر ماجرا شود.

*پس ارسال نامه‌ها به دادسرا هم بخشی از نقشه بود؟

بله. با ارسال نامه به بازپرس می‌خواستم ثابت کنیم که محمدرضا زنده است.

*فکر می‌کردی با این نامه‌ها پرونده مفقودی محمدرضا بسته می‌شود؟

اگر ذکاوت و تیزهوشی بازپرس نبود و او بدون تحقیق نامه‌ها را قبول می‌کرد، پرونده محمدرضا مختومه شده بود و راز این قتل‌ها هرگز برملا نمی‌شد.

 

نظرات کاربران

آخرین اخبار
پربازدید ترین‌ها